تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٢ - تفسير ابيات
فلاسفه توانستهاند صداى ناله ها و شيونهاى بشرى را بگوش علم و انديشه برسانند ؟ اصلا اين انديشمندان تا كنون قدرت آن را پيدا كردهاند كه دين اصلاح بشرى را با طرق عادلانه بگردن علم بيندازند و سپس به طور منطقى آن دين را از علم و فلسفه مطالبه نمايند ؟ نه هرگز ، عقابها چنگال در فضا باز كرده چشم به تمام آفاق پايين و بالا دوخته دنبال كبوترها مى گردند ، پلنگ آهو مى خواهد ، گرگ در طلب ميش صحراها را درمى نوردد و نهنگ در دنبال ماهيان كوچك تا اعماق دريا در تكاپو است .
نالهء كبوتر و آهو و ميش و ماهى نوع بشر را كدامين مكتب و كدامين اصل اخلاقى و سيستم سياسى و حقوقى به گوش عقاب و پلنگ و گرگ و نهنگهاى آدمى خواهد رسانيد ؟ كيست كه نالهء اتم زدگان ملل را به گوش دارندگان قواى اتم هيدروژن برساند ، مگر وجدانشان كه به آنان نهيب بزند و بگويد :
خلق همه يك سره نهال خدايند هيچ نه بشكن ازين نهال و نه بر كن دست خداوند باغ خلق دراز است بر خسك و خار همچو بر گل و سوسن خون بنا حق نهال كندن اويست دل ز نهال خداى كندن بر كن »
ناصر خسرو قباديانى » آرى نبايد ترديد كنيم در اين كه اگر بخواهيم به عقاب نيرومند با آن چنگالهاى تيزش اثبات كنيم كه نبايد پر و بال پرندگان ناتوان را بكند ، بايستى صداى خدا را به وسيلهء سليمان حشمتان روزگاران كه همان مربيان الهى هستند به گوش عقاب صفتان برسانيم ، زيرا تنها آنها هستند كه هم خواسته هاى عقاب صفتان را مى شناسند و هم ناله هاى كبوتران را .
تفسير ابيات از قبايل عرب كه در مدينه زندگى مى كردند ، دو قبيله به نام اوس و خزرج وجود داشتند كه دايما در جنگ و نزاع و كشمكش بودند ، اين دو قبيله در بارهء يكديگر