تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١١ - تفسير ابيات
مطابق همين اصل كه گفتيم اگر يك مرد الهى ريا كند ، چون آن ريا به مقتضاى مصلحت عاريتى است ، بهتر از اخلاص يك آدم نادان مى باشد . [ تامل شود ، زيرا هيچ مصلحتى نمى تواند ماهيت ريا را كه دخالت دادن غير خدا در عمل است عوض كند ، بلكه مصالح مقتضى موضوع ريا را تبديل مى كند ، چنان كه هيچ مصلحتى نمى تواند ظلم را تصحيح كند ، بلكه مصالح مقتضى موضوع ظلم را تغيير مى دهد ] .
گفتار مرد الهى اتحاد و يگانگى ايجاد مى كند ، اما دمى كه اهل حسد در انسانها بدمند ، موجب جدايى و تفرقه مى گردد . چنان كه حضرت سليمان عليه السلام كه ارتباطى با حضور الهى داشت زبان همهء پرندگان را مى دانست ، همين دانايى به زبانهاى پرندگان و وحوش باعث شد كه در روزگار دادگرى او آهو با پلنگ انس گرفت و كبوتر از چنگال باز رهايى يافت و گوسفند از گرگ فرار نكرد و جنگها خاموش شد ، وجود مقدس سليمان عليه السلام ميان آن دشمنان ميانجى گشته بود .
در نتيجه ميان همهء پرندگان و حيوانات اتحادى برقرار شده بود . تو كه در دنيا مانند يك مور محقر فقط دنبال دانه مى روى ، ديگر نمى توانى در صدد جستجوى سليمان بر آيى . براى كسى كه هدف زندگىاش دانه جويى و دانه يابى است ، همان دانهء روزى براى او دام كشنده خواهد بود ، در صورتى كه براى جويندهء سليمان هم خود سليمان و هم دانه نصيب مى گردد .
آه ، آه ، كه در اين زمانها مرغ جانهاى آدميان از يكديگر در امان نيستند با اين كه در هر دورهاى و در دورهء ما نيز سليمان حشمتانى وجود دارند كه مى توانند مردم را به صلح و صفا بكشانند و جنگ و اسلحه را از دست آنان بگيرند . براى تصديق اين ادعا ، آيهء شريفهء :
« وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ . » ٣٥ : ٢٤ ( امتى نبوده است مگر اين كه ابلاغ كنندهاى در آن وجود داشته است ) .
را بخوانيد . هيچ امتى از خليفه الله و صاحب همت الهى خالى نبوده است .