تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩١ - هر موجودى به مقدار عظمتى كه دارد آثار فراوان و متنوعى را دارا مى باشد
نوع دوم - نسبتها و روابطى است كه از خواص وجودى اشياء ناشى مى گردد زيرا خواص و فعاليتهاى اشياء در قلمرو و تأثير و تأثر در حال دهندگى و گيرندگى بشر مى برند . اين تأثير و تأثر در صورت قوانين علمى در ذهن انسانى منعكس مى گردد كه علوم را تشكيل مى دهند .
در ميدان تأثير متقابل بعضى از موجودات داراى نفوذ و گسترش بيشترى مى باشند و به همين جهت دامنهء فعاليت و نمود اين قسمت از موجودات بسيار وسيع و عميق جلوه مى كند ، مانند انرژى .
انرژى حقيقتى است كه در تمام آفاق و انفس متحرك كه حركت آنها احتياج به نيرو و توان دارد حكمفرما است .
علل و معلولات بىشمار از انرژى توليد مى گردد و در قلمرو جهان به جريان مى فتد .
شخصيت انسانى در ميليونها كار و گفتار و حركات و سكناتش تأثير بخشيده ، گويى هر يك از آنها نمودى از شخصيت انسان است .
در اين قلمرو تأثير و تأثير و پديده ها و حقايق گوناگون ظهور مى كنند كه در ظاهر گسيخته و مستقل به نظر مى آيند و هر يك به مناسبت وضعى كه دارد ، موقعيت نام معينى به خود اختصاص مى دهد ، چنان كه هر يك از انواع گفتار و كردار انسانى در موقعيتى ظهور مى كند و به مناسبت همان موقعيت اسمى براى خود پيدا مى كند . مثلًا كار عادلانه از يك شخصيت عادل صادر مى شود ، مى گوييم فلان شخص كار عادلانهاى انجام داد ، و اين كار دادگرانه روش دايمى اوست ، پس او عادل است . عدالت حقيقتى است با نام مخصوص كه در ميان شئون بشرى مشخص است . اما در موقع تحليل و ريشه گيرى لازم و كافى ، مى بينيم چنان كه انواع گوناگون كار و حركت نمودهايى از انرژى مى باشد ، همچنين عدالت مزبور يا سائر صفات و كردارها و گفتارها جز جلوه هايى براى شخصيت چيزى ديگرى نيستند .
مثالهايى را كه جلال الدين در اين مورد مى آورد ، اگر چه همهء آنها قابل