تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٢ - بيان آن دعوى كه عين آن دعوى گواه صدق خويش است
آيه
روايت
((٣٥٩٤)) هيچ گويد تشنه كاين دعويست رو از برم اى مدعى مهجور شو ؟
((٣٥٩٥)) يا گواه حجتى بنما كه اين جنس آب است و از آن ماه معين ؟
((٣٥٩٦)) يا به طفل شير مادر بانگ زد كه بيا من مادرم هان اى ولد
((٣٥٩٧)) طفل گويد مادرا حجت بيار تا كه با شيرت بگيرم من قرار ؟
((٣٥٩٨)) در دل هر امتى كز حق مزه است روى و آواز پيمبر معجزه است
((٣٥٩٩)) چون پيمبر از برون بانگى زند جان امت در درون سجده كند
((٣٦٠٠)) ز انكه جنس بانگ او اندر جهان از كسى نشنيده باشد گوش جان
((٣٦٠١)) آن غريب از ذوق آواز غريب از زبان حق شنود انى قريب
آيه « وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ اَلدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ . » ٢ : ١٨٦ (١) ( وقتى كه بندگان من در بارهء من از تو سؤال كنند [ به آنان بگو ] من به آنها نزديكم ، دعوت دعا كننده را اجابت مى كنم . از من طلب اجابت كنند و بمن ايمان بياورند ، شايد كه رستگار شوند . ) روايت « الحكمة ضالة المؤمن فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق . » (٢) ( حكمت گمشدهء مؤمن است : بگير حكمت را اگر چه از اهل نفاق صادر شود . )
(١) سوره بقره ، آيهء ١٨٦ . .
(٢) نهج البلاغه ، ج ٤ ، ص ٢٧٨ . .