تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٣ - تفسير ابيات
چه بسا كارهايى كه در صورت شبيه به يكديگرند ، ولى با اختلاف انگيزه ها و نتايج كاملًا متضاد مى باشند .
همچنين وضع ظاهرى انسانها در مقابل همان پديده بسيار گوناگون و متضاد مى باشد ، به همين جهت است كه در آيين مقدس اسلام اصل صحت مى گويد :
به گمانها و توهمات خود بدون تحقيق ترتيب اثر ندهيد ، در حالت ترديد و شك توقف نموده فوراً حكم صادر نكنيد .
تفسير ابيات آن شخص پليد كه طعنه بر شيخ مى زد ، مشغول ژاژ خاييدن [ ( بد گويى ) ] بود ، كسى كه به حوادث با ديد كج مى نگرد همواره عقل او منحرف خواهد بود . او مى گفت : من خودم شهادت مى دهم كه شيخ داراى حالات زشت و مى گسار و بد و تبه كار است و من خودم شيخ را در ميان مجلسى ديدم از تقوا عارى بود و از ايمان مفلس .
اگر باور نمى كنى برخيز همين امشب برويم و فسق شيخت را به تو نشان بدهم . شبانه آن مرد را برد و نزد روزنهاى رسانيد و گفت :
حالا نگاه كن ، فسق و عيش و عشرتى كه شيخ در آن غوطه ور است تماشا كن . ببين اين همان شيخ است كه روزها مشغول سالوس و حقه بازى با مردم مى شود و شب در فسق و معصيت فرو مى رود روزش مانند مصطفى صلى الله عليه و آله ، و شبش مانند ابو لهب تبه كار است ، مردم در روز روشن او را عبد اللَّه ( بنده خدا ) مى نامند ، اما شب چه وضعى دارد ؟ پناه بر خدا ، او شبانه ساغر در دست مى گيرد و مى گسارى مى كند . آن مرد وقتى كه از روزنه خوب نگاه كرد ، ديد او راست مى گويد ، شيشهاى پر در دست شيخ است ، [ تعجب كرد و گفت : ] اى شيخ تو هم موافق گفته ها و ظاهرى كه نشان مى دهى نيستى ، مگر تو نمى گفتى كه شيطان به جام مى در موقع صبحگاه بول مى كند ؟ پس اين پيالهء مى چيست كه به دست گرفتهاى ؟