تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥
٣ - دوام نظارت و سلطهء الهى بر جهان هستى است ، به طورى كه ذرات و شئون هستى لحظه به لحظه در حال ريزش و جريانى است كه منبع خود را از مشيت جاريهء الهى دريافت مى كند .
با نظر به اين سه جهت چگونه مى توان از يك انديشهء محدود انسانى ايجاد يك مكتب سيستماتيك بسته انتظار داشت ؟ پس اين تناقض گويىها و روشهاى تضاد آميز فكرى در هر مكتب جهان بينى مسئلهاى است كه نمى توان مورد انتقاد قرار داد ، ولى از طرف ديگر اصرار زيادى از نفوس انسانى اعم از متفكرين عالى مقام و مردم معمولى ديده مى شود كه مى خواهند در اين زندگانى از نظر معلومات و ايده ئولوژى مكتب منظمى داشته باشند كه پاسخ گوى همهء سؤالات آنها بوده و نيروى محركى براى زندگانى ايده آل بوده باشد .
ممكن است براى نجات از اين بن بست هولناك راه حلهايى نشان داده شود كه قانع كننده باشد و يا نتواند از عهدهء حل اين معما بر آيد . به هر حال به نظر مى رسد كه بحث و كاوش در بارهء اين مسئله وظيفهء وجدانى الهى هر متفكر با شهامت است . اميدواريم انديشمندان عالى مقام بشرى هر يك مطابق امكاناتى كه دارند از عهدهء اين وظيفهء با اهميت بر آيند .
گفتگوى ما در اين جا از حدود يك مقدمه تجاوز نمى كند :
ما نمى توانيم حس سيستم جويى و سيستم سازى مغز بشرى را در بارهء معلومات كلى منكر شويم . اين مسئله است كه با اشكال گوناگون همهء عظماى معارف بشرى آن را مى پذيرند . از طرف ديگر تاريخ علم و فلسفه تا كنون هيچ مكتب سيستماتيكى را نشان نداده است كه جاى هيچ گونه ترديد در واحدها ، يا مجموعهء كلى معلومات كليه نداشته باشد . به نظر مى رسد كه ما بايستى اولًا ريشهء اين سيستم جويى را به دست بياوريم . در موقع دقت لازم و كافى مى بينيم : ريشهء سيستم جويى را هم مى توان در درون ذات پيدا كرد و هم در برون ذات .
ريشهء سيستم جويى در درون ذات : مى بينيم كه مغز انسانى با فعاليتهاى