تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - منتخباتى از نغمه هاى شاعرانه آلفونس دو لامارتين
از آن پس براى او هر اشاره وصفى از قدرت بىپايان تست و هر كلام رازى از عظمت بىمنتهاى تو ، هر صدا سرودى است كه توانايى پايان ناپذيرت را توصيف مى كند ، و هر ناله آهنگى است كه اقتدار لا يتناهايت را تذكر مى دهد .
اى زمين اى دريا اى شب چه عظمت و صفاتى در خود نهفته داريد ؟ اى مظاهر گوناگون آفرينش كه آيينهء جلال جاودانى اوييد - براى چه ديده گان من به ديدار شما از پردهء اشك پوشيده مى شود ؟ اى يهوهاى حقيقت مطلق براى چه به ديدار اين آسمان پهناور و اين درياهاى بىكران كه همه مصنوع حقير تواند ، روح من هر لحظه مى گريد و ناله ساز مى كند ، چرا ؟ براى اين كه خواسته است از اين دنياى ظاهرى گامى فراتر نهد و به آستان حقيقت نزديكتر گردد ، براى اين كه خواسته است مظاهر گوناگون طبيعت را كه با تمام عظمت خود تنها نخستين پلهء اين نردبان بىانتهايند در پشت سر گذارد و قدمى به سوى تو پيشتر آيد . ليكن افسوس كه در هر گامى كه فراتر مى رود بيشتر به عظمت گردابى كه ميان انسان و طبيعت با وجود تو فاصله است پى مى برد .
اكنون كه چنين است ، اى ديدهء گريان من براى هميشه در پس امواج سرشك سوزان خويش پنهان شو ، و تو اى دل آشفتهء من در زير بار سنگين غم جاودانه تحمل بياوردم بر مزن .
تو نيز اى روح غمين من از اين كالبد تنگ قدمى فراتر گذار ، از زشت و زيباى اين سست بنياد به دور شو و به سوى دنياى پر آرامش و صفاى ديگر آهنگ سفر كن ، از فرشتهء مرگ بخواه تا لحظهاى چند بال و پرش را به تو بخشد و ترا از اين وادى تيره به سرچشمهء نور و صفا رهبرى كند . آن گاه نظر به مظاهر قدرت بىپايان او دوز و هر لحظه بر او بانگ زن :
باز هم اى خداوند باز هم » [١]
[١] نغمه هاى شاعرانه ، ص ١١٤ تا ١٢٢ . .