تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٠ - ٢ - نظريهء مخالف
« وَاَلَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَجَعَلْناها وَاِبْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ » ٢١ : ٩١ . [١] آن زن [ مريم مادر مسيح عليه السلام ] كه فرج خود را از حرام حفظ كرد ، ما از روح خود به آن دميديم ، او و فرزندش را يك آيت [ الهى ] براى جهانيان قرار داديم ) .
هر دو استدلال فوق غير صحيح است ، زيرا ، چنان كه علم چراغى براى نشان دادن واقعيات است كه بتوان از آن واقعيات در زندگانى مادى و معنوى بهره بردارى كرد ، همچنين پديدهء هنر . آن نظريه كه مى گويد : « هنر براى هنر » ضمناً چيز ديگرى را هم مى گويد كه شما يك مجسمهء عالى از يك انسان بسازيد شايستهء تعظيم و احترام و به دست آوردن ثروت كلانى هستيد ، اگر چه اين مجسمهء جامد شما مردم را از نگريستن به آدمها و شنيدن تپش دلهاى آنان و تماشا به گرسنگان جامعه و چهره هاى زرد بىنوايان باز بدارد .
اين همان « هنر براى هنر » است كه مى تواند ميليونها تومان را مثلًا از جريان اقتصاد اجتماعى خارج ساخته در خود ميخكوب نمايد . . . به اضافهء اين كه اگر هم نظريهء ( هنر براى هنر ) صحيح باشد ، در مورد مثنوى جلال الدين مولوى به هيچ وجه قابل تطبيق نيست ، زيرا جلال الدين اين همه حكايات و داستانها را كه در مثنويش آورده است ، هدفى جز اين نداشته است كه افراد انسانى را به وسيلهء محسوس ساختن و واقعى نشان دادن حقايق به كمالات عاليهء انسانى - الهى رهنمون شود ، او مرد داستان گو نيست ، چنان كه ناميدن جلال الدين به نام يك شاعر هنرمند معمولى بدترين تحقير و توهين به شخصيت او مى باشد . ما به نوبت خود نظريهء دوم را كه مخالف مضامين و ابيات ناشايست مثنوى است ، انتخاب مى كنيم .
٢ - نظريهء مخالف - به اضافهء مطالب فوق مى گويد : جلال الدين با داشتن آن روان پر هيجان روحانى ، نمى بايست خود را به درجهء پست مستهجن گويى ساقط كند .
[١] سوره انبياء ، آيهء ٩٢ . .