تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٧ - تمام نيروهاى انسانى در استخدام ذكر و فرج ، اين است محتويات شناسنامهء فرزندان قرن بيستم
شده آغاز و در تصور وسايل تخليهء شهوت پايان مى پذيرد . تخيلات و آرزوها و تجسيمات و بالاتر از همهء اينها ، آن انديشه را كه اگر از انسان منها شود ، جز مشتى استخوان و گوشت و رك و پوست در او چيزى نمى ماند ، هم از نظر انگيزه و هم از نظر نتيجه فقط و فقط به يك نقطه متوجه ساختند كه آن هم به قول جلال الدين عبارت است از اسافل اعضاء انديشه در جاذبهء كيهانى جاذبهء جنسى را به ياد مى آورد ، تفكر در بارهء نسبيت ، به تفكر در بارهء تحريك و تحرك نسبى اعضاى جنسى ، در دروانهاى مختلف زندگانى تبديل مى گردد ، هوش و استعداد در عوض پيش برد ايده هاى عالى انسانى و فعاليت براى تقليل ستم و جور بر ضعفاء بشرى ، به پيدا كردن راه هاى تازه تر به افزايش هيجانات جنسى نر و مادهء انسانى متوجه گشته است ، از ١٢ تا ١٥ ميليارد رابطهء الكتريكى كه مغز يك انسان دارد ، دست به هم داده فقط يك لامپ در پشت پردهء چشمان انسانى روشن ساخته است كه فقط يك نمود را نشان مى دهد : آن نمود عبارت است از زيبايى اعضاء آرايش شده كه فورا نقاط مهيج يكى از دو صنف زن و مرد را به حركت و هيجان در مى آورد .
امروزه كرهء خاكى ما را به يك اطاق عروسى بىدر و پنجره تبديل كردهاند ، خيابانها ، پاركها ، اداره ها ، سينماها ، قطارها ، اتوبوسها ، هواپيماها و كشتىها ، كارخانجات همه و همه مشغول آزمايش ، يا به عبارت مناسب تر مشغول به ذكر : « غريزهء جنسى همهء شئون بشرى است » گشتهاند .
ايده هاى عالى انسانى يعنى علم و عدالت و اخلاق و آزادى و هنر و تعاونهاى انسانى و تفكر در بارهء سر نوشت نسل آينده ، و محاسبات اقتصادى همگى در استخدام تحريكات جنسى و مقدمات آن قرار گرفته است .
شما خودتان قضاوت كنيد ، آيا براى جريان انداختن منبع جوشان غريزهء جنسى كه در مرتفعترين قلهء حيات نصب شده است و به طور طبيعى با ارتفاع خيلى زياد فوارهء اين غريزه را به جريان مى اندازد ، به اين همه تلمبه زدن احتياج دارد ؟