تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٥ - خدا را مى توان ناديده گرفت ولى ماديات به هيچ وجه قابل چشم پوشى نيست اين است عامل سقوط بشريت
هنگامى كه وجدان و عقل سليم به انسان بگويد : حواست را جمع كن اين آيات و دلايل مى گويد : خداى حقيقى آن نيست كه در گوشهاى از مغز تو نشسته و منتظر تمنيات و دستورات تو باشد ، خداى ساخته شده كمى عقب نشينى مى كند ولى دست از حمله و فرمان بر نمى دارد . مثلًا موقعى كه وجدان و عقل سليم در مى يابد كه :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
آن خداى ساخته شده مى گويد : نه بابا ، خدا كريم است ، شما هر گونه تبه كارىها را هم در زندگانى براه بيندازيد ، باز خداوند نمى تواند تمام قوانين و نظم را براى خواهشهاى حيوانى تو بر هم بزند اگر وجدان و عقل سليم شما بگويد : كه ستمكارى گناه نابخشودنى است - خداى ساخته شده مى گويد : بشر كه در كارهاى خود اختيارى ندارد ، او براى ستم كردن مجبور بوده است ، اين همه آيهاى كه در اين باره نازل كردهام :
« گرگ باش و الا گرگها تو را مى خورند » در آن هنگام كه وجدان و عقل سليم مى گويد : راه برويد ، كوشش كنيد ، سربار جامعه نشويد - از آن گوشهء مغز صداى خداى عقب نشسته در درون ما مى پيچد و مى گويد : با قضا و قدر من به پيكار بر نخيزيد ، حركت و كوشش معنى ندارد ، فقط شما بگوييد : خدايى وجود دارد - نان شما از آسمان بدهان شما مى فتد اين خداى ساخته شده است كه در مقابل هوى و هوس و شهوات و ثروت و زورگويى و مقام و غيره بزانو در مى فتد نه خداوند حقيقى . تعجب در اين است كه بعضى از متفكرين دوران معاصر ما ، دور نمايى از خدايى را كه توصيف كرديم در مقابل معلومات خود مطرح مى كنند و يك عكس مات از آن دور نما بر مى دارند و آن گاه به عقل و منطق خويش عرضه مى كنند و مى بينند پذيرش چنين خدايى عين ابلهى است ، در بارهء واقعيت چنين خداى دروغين شك و ترديد مى كنند ، اينان خيلى مقدستر از خدا شناسان حقيقى هستند ، زيرا خدايى را كه آنان مورد توجه قرار دادهاند ،