تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٥ - تفسير ابيات
گاهى اختلالات عملى پيش از ضايعات عضوى از ميان مى رود . براى آن كه تغيير شكل استخوانى در بيمارى پوست و يا عقده هاى لنفاوى سرطانى به حال طبيعى بر گردد ، اغلب دو يا سه روز وقت لازم است . اين شفاى معجزه آسا به خصوص با سرعت عجيب التيام ضايعات عضوى مشخص است و شكى نيست كه ميزان آن خيلى بيشتر از حد طبيعى مى گردد » [١] اما مشابهت عامل دوم در مورد ( زخمهاى جسمانى و انحرافات و ضايعه هاى روحى ) بدان جهت است كه خود روح آدمى پس از توجه وجدان به زشتى و ضايعهاى كه در من ايجاد شده است به سبب دارا بودن به نيروى الهى در بر طرف شدن آن زشتى و ضايعه مشغول فعاليت شده ، مانند قوانين طبيعى و جسمانى كه ضايعهء عضوى را بر طرف مى كند ، كمك مؤثر انجام مى دهد .
تأسف و ندامت كيفرى است بسيار تلخ و مقدس كه ميوهء آن آمادگى روح است براى اعتدال .
عامل سوم كه در مورد زخمهاى جسمانى مرهم و دواهاى مناسب بود ، در مورد انحرافات روحى عبارت است از به دست آوردن خلوص و صدق و صفا و به كار بستن دستورات الهى كه در قوانين اخلاقى عالى و اعمال منسوب به او امر خداوندى جلوه گر مى شود .
تفسير ابيات چهار نفر هندو به يك مسجد وارد شده و براى انجام اطاعت الهى بركوع و سجود مشغول گشتند . هر يك از آن چهار نفر مطابق نيتش تكبير گفته با خضوع و احساس درد روانى [ كه آنها را به پيشگاه الهى رهنمون گشته بود ] نماز را آغاز كرد . در اين حال مؤذن براى اذان گفتن وارد مسجد شد . يكى از آنها [ در حال نماز ]
[١] انسان موجود ناشناخته ، الكسيس كارل ، ترجمه آقاى دكتر پرويز دبيرى ، ص ١٤١ و ١٤٢ . .