تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٣ - حكايت آن چهار هندو كه با هم جنگ مى كردند و از عيب خود بىخبر بودند
در صورتى كه به مجرد توجه به انحراف روحى و آسيبهاى آن ، ندامت و سوزش درونى پديدار مى گردد و از همين نقطه اعتدال و بر طرف شدن انحراف آغاز مى شود .
در حالى كه در زخمهاى جسمانى جريان طبيعى اجزاء و نيروهاى جسمانى ، بايستى به طور طبيعى كارهاى خود را انجام بدهد تا التيام به وجود بيايد ، اين مطلب به دقت بيشترى نيازمند است ، زيرا ، اگر چه جريان طبيعى نيروها و پديده هاى جسمانى مطابق قوانين مزبوره براى شروع التيام ضرورت دارد . ولى حتى در موارد زخمها و ساير بيمارىهاى جسمانى هم ، توجه به خدا و نيايش اثر معجزه آسايى دارد ، [١] الكسيس كارل مى گويد :
« بعضى فعاليتهاى معنوى ممكن است با تغييرات تشريحى و عملى بافتها و اعضاء توأم گردد .
اين كيفيات عضوى در موارد مختلفى ديده مى شود كه ما بين آنها بايد حالت نيايش را نام برد . نبايد از نيايش تنها اداى ماشين وار يك رشته جملاتى را فهميد ، بلكه نيايش يك معراج عرفانى است كه در آن روح مجذوب مبدأ ، و مقصد غايى جهان مى گردد . در اين مقام معنوى ، فكر راه ندارد و فلاسفه و مردان علم براى فهم آن و نيل به اين مرحله عاجزند .
ولى گويى افراد ساده دل همان طورى كه حرارت خورشيد يا نيكى يك دوست را حس مى كنند مى توانند به آسانى خداوند را درك كنند ، نيايش كه به نتايج شفاى عضوى همراه مى گردد خصايصى دارد .
اول آن كه بايد كاملًا بىشائبه باشد ، همان طورى كه مرمر مجسمه ساز و پارچه
[١] تأثير نيايش در جراحت و بيمارىها ، نه از آن جهت است كه به طور مستقيم نقصهايى جسمانى مزبور مانند انحرافات روحى در نظر گرفته مى شود ، بلكه در دو اندوه و شكنجه هايى ناشى از جراحت و بيمارى انسان را به بارگاه الهى رهنمون مى سازد و قوانين طبيعت كه در قلمرو و سيستم باز مشغول فعاليت است ، از مشيت خداوندى در تغيير مسير پيروى مى كند . .