تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٢ - حكايت آن چهار هندو كه با هم جنگ مى كردند و از عيب خود بىخبر بودند
براى بر آورده شدن اين همه آرمانها و آرزوها يك راه بيش وجود ندارد و آن همان راه است كه پيامبران الهى و مصلحين واقعى انسانها پيش نهاد مى كنند .
حافظ با بيت گذشته :
آدمى در عالم خاكى نمى آيد به دست عالمى ديگر ببايد ساخت وز نو آدمى
پرده از روى چشمان انسانى بر مى دارد و جلال الدين با بيت مورد تحليل :
((٣٠٣٥)) ز انكه نيم او ز عيبستان بُدست و آن دگر نيمش ز غيبستان بُدست
ماهيت انسانى را نشان مى دهد .
((٣٠٣٧)) عيب كردن ريش را داروى اوست چون شكسته گشت جاى ارحمواست
هر زخمى كه بر كالبد مادى وارد شود ، مقدمهء بهبودى آن از سه عامل ناشى مى گردد :
عامل اول - توجه به آن زخم و زيان بخش بودن آن .
عامل دوم - نيروى سازمان خود كالبد مادى كه در شرايط معينى به فعاليت مى پردازد كه آن زخم را بهبودى ببخشد .
عامل سوم - مرهمها و دواهايى است كه از نظر طبى براى بهبودى زخمها وجود دارد .
اين مرهمها هم از حيث تسكين درد و هم از نظر جلوگيرى از سرايت و هم در تسريع التيام اثر مى بخشد ، اين است ، حال جراحتهاى كالبد مادى ما .
همچنان بهبودى زخمهاى روحى كه ناشى از انحرافات دينى و اخلاقى و ساير اصول انسانى است ، از سه عامل فوق سرچشمه مى گيرد :
عامل اول - توجه به انحراف روحى و زيان بخش بودن آن . تفاوتى كه ميان اثر اين عامل در دو مورد ( زخمهاى مادى و زخمهاى روحى ) به نظر مى رسد ، اين است كه به مجرد توجه بزخم مادى و زيان بخش بودن آن ، خود بهبودى شروع نمى گردد ،