تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧١ - تفسير ابيات
در همين حال مقدار زيادى از فعل و انفعالات بدون اختيار و حتى بدون آگاهى در پيرامون ما تحقق مى يابد كه بعضى از آنها عوامل مؤثر در وجود طبيعى و روانى ما و بعض ديگر معلولات وضع طبيعى و روانى ما مى باشد ، اصالت اين عوامل مؤثر و معلولات كه لحظه به لحظه به وجود مى آيند ، به آن اندازه است كه مى تواند زمينهء كار هدف گيرى شدهء ما را هم توجيه و رهبرى نمايد .
با يك مثال ساده كارهاى هدف گيرى شدهء ما در زمينهء ارتباطات طبيعى و روانى ما با جهان ، شبيه به يك يا چند عدد موج كوچكى است كه در روى موجهاى بسيار بزرگ در اقيانوس به وجود مى آيد . از اين مطلب اين نتيجه را مى گيريم كه از مجموع ملاحظات طبيعى و روانى در بارهء انسانها معلوم مى شود كه كوشش و تقلا و جستجو اگر چه با يك انگيزهء ناچيز هم بوده باشد مانند امواج اصيل اقيانوس هستى ما است كه در حال حركت مى تواند ما را به امواجى كه در زندگانى براى ما هدف قرار مى گيرند رهنمون شوند .
شيخ فريد الدين عطار مى گويد :
گر مرد رهى ميان خون بايد رفت از پاى فتاده سر نگون بايد رفت تو پاى به راه در نِه و هيچ مگوى خود راه بگويدت كه چون بايد رفت
تفسير ابيات [ بياييد براى به دست آوردن يك حقيقت بزرگ انسانى مثالى را در نظر بگيريم ] : اى انسان مورد اعتماد فرض كنيم : تو شترى را گم كردهاى ، مسلماً براى پيدا كردن اين شتر به تكاپو خواهى افتاد ، در اين تكاپو به هر كس كه برسى از شتر خود خواهى پرسيد كه آيا شتر تو را ديده است ؟ هر يك از آنان ، از گمشدهء تو نشانى مخصوص خواهد داد . تو با اين كه نمى دانى شتر گمشدهء تو كجا است ، ولى اين مقدار مى دانى كه اين نشانىها كه مى دهند ، همهء آنها خطا است و مربوط به گمشدهء تو نيست ، يك فرد ديگر هم كه شترى گم نكرده است با تو