تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦١ - شرح فايدهء حكايت آن شخص شتر جوينده
((٢٩٨٨)) اين نشان راست نفزودش يقين جز ز عكس ناقه جوى راستين
((٢٩٨٩)) بوى برد از جدّ و گرمى هاى او كه گزافه نيست اين هيهاى او
بر عكس آن جويندهء حقيقى كه در پى گمشده اش با جديت تمام تكاپو و هياهو و هيهاى مى كرد ، جويندهء طفيلى بىنوا كه فقط از جديت و حرارت و هيهاى جويندهء حقيقى به گمان افتاده و براى خود گمشدهاى را مطرح كرده بود ، از آن نشانها و علامات صحيح نه يقينى پيدا مى كند و نه آرامش خاطرى ، تنها چيزى كه هست اين است كه با خويشتن مى گويد : اين همه كوشش و جديت و حرارت كه اين جوينده از خود ابراز مى كند ، نمى تواند دروغ بوده باشد . از اين حدس و گمان عكسى از گمشده و نشانها براى او نيز مطرح مى گردد ، ولى اين يك عكس و صورت است كه ناشى از تقليد و پيروى از جويندهء حقيقى است .
موضوع فوق العاده مهمى كه در ابيات مورد تحليل انسان را جلب مى كند اين است كه مى گويد :
((٢٩٨٩)) بوى برد از جدّ و گرمى هاى او كه گزافه نيست اين هيهاى او
اين نگرانى را مى توان مقدسترين و با ارزشترين نگرانى محسوب نمود كه براى خردمندان به صورت يك نيروى محرك به تكامل در مى آيد ، اين نگرانى همان است كه انديشمندان با بيانات مختلف چه در قالب نثر و چه در قالب شعر باز گو مى كنند . نظامى گنجوى مى گويد :
تا مايهء طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى
براى توضيح اين مطلب كه جلال الدين متذكر شده و واقعاً هم بسيار با اهميت است ، مى گوييم : ما انسانها عموماً در مقابل دو صحنهء با عظمت قرار گرفتهايم ، اين دو