تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٠ - شرح فايدهء حكايت آن شخص شتر جوينده
احساس پيدا كردن نشانها و علامات مقصودش ، آزادى شگفت انگيزى در خود مى بيند كه نتيجه اش يك نوع سلطه به جهانى است كه مطابق شرايط ذهنىاش براى خود مطرح ساخته است و در آن هنگام كه به خود هدف مى رسد ، آن هدف اگر واقعاً براى او مطلوب باشد ، جهانى را در آن هدف و آن هدف را جزيى از روح خود قرار مى دهد ، پس در حقيقت آن چه كه باعث شده است كه جسم انسان جوينده ، مبدل به جان شود و جانش به روان تبديل گردد ، وصول به گمشدهء مطلوب است كه موجب تغييراتى در وضع جسمى و روحى انسانى مى باشد . به همين جهت است كه كوشش پيامبران و مصلحين واقعى بشرى مصروف اين نكته شده است كه عظمت جسم و جان و روان را بر آدمى قابل درك بسازند ، تا مردم بفهمند كه هر چيزى كه در اين زندگانى براى آنان مطلوب واقع مى گردد ، تغيير و تحولى در جسم و جان و روان آنان ايجاد خواهد كرد ، با ميل و علاقه به شهرت ، موجوديت خود را به شكل سايهاى در مى آورند كه مى خواهند آن سايه را همهء مردم ببينند و احترامش كنند . عشق به صورت و ظواهر فريبنده روح آنان را از عشق و جويندگى حقيقت و روح ، به آيينهء ناخود آگاهى مبدل مى سازد كه در يك دست لرزان ، تنها عكس و صورت لرزانى را نشان خواهد داد . آن گاه آن روح با عظمت انسانى كه مى تواند جهان و انسان را جزيى از خويشتن قرار بدهد يا خود جزء خود آگاه از پيكر انسان و جهان گردد ، تمام نيروى خود را براى نشان دادن صورتها و پرستش ظواهر مستهلك مى سازد ، مگر نشنيدهاى كه :
پس به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد ؟