تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - اختلاف اديان از ديدگاه قرآن
كرده است ، دين را بر پا داريد و متفرق نشويد ) .
از مجموع اين آيات و نظاير آنها و همچنين با نظر به اصول و مبانى كلى كه از متن زندگانى انسانها حاصل مى شود ، همين حقيقت روشن مى گردد كه كليات و متن اديان الهى متحد بوده و اگر اختلافاتى هم ديده شود به عواملى مستند است كه مربوط به متن اديان نيست ، از آن جمله :
١ - اختلاف شرايط كه در دورانهاى گذشته چه از نظر محيط و چه از نظر چگونگى اجتماع و تمدنى كه وجود داشته است . خود اين اختلاف سبب مى شد كه دين بتواند براى مردم آن جامعه قابل عمل و اجراء گردد .
٢ - اختلافات ناشى از انحراف مردم از دينى كه با آنان تبليغ شده بود ، اين نوع اختلاف همواره در طول تاريخ وجود داشته و به هيچ وجه به اساس و مبانى خود اديان مربوط نبوده است . اين عامل انحراف در قرآن مجيد در مواردى وارد شده است ، از آن جمله :
« كانَ اَلنَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ الله اَلنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ اَلْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فِيمَا اِخْتَلَفُوا فِيه وَمَا اِخْتَلَفَ فِيه إِلَّا اَلَّذِينَ أُوتُوه مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ اَلْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى الله اَلَّذِينَ آمَنُوا ٢ : ٢١٣ . . . » [١] ( مردم يك امت بودند ، خداوند پيامبران را براى بشارت و تهديد فرستاد و همراه آنان كتابى كه گوياى حقيقت بود نازل كرد تا آن كتاب در ميان مردم در بارهء اختلافاتشان حكم كند ، تنها كسانى اختلاف ورزيدند كه براهين الهى به آنها رسيده بود ، اين اختلاف تعدى و تجاوزى بود كه ميان آنان صورت گرفت ، خداوند كسانى را كه ايمان آورده بودند هدايت فرمود ) .
طبرسى از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه :
[١] سوره بقره ، آيهء ٢١٢ . .