تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - انديشيدن يكى از اصحاب كه چرا رسول خد استارى نمى كند ؟
موجوديت گوش گشته ، فعاليت طبيعى و رسمى خود را از دست خواهد داد .
اما اگر گوش را در حال طبيعى خود بگذاريم ، مسلماً شنيدن به وسيله امواج كه خاصيت ذاتى گوش است ، مادامى كه مانعى در كار نباشد ، يعنى در وضع كاملًا طبيعى و عادى قرار بگيرد ، خاصيت خود را انجام خواهد داد .
تفاوت ميان اعضاى ظاهرى مادى و دل و عقل در اين است كه ما آثار و خواص اعضاى ظاهرى را به طور اغلب مى شناسيم ، زيرا موجوديت مادى آنها را مى توانيم با تحقيقات علمى مربوط درك كنيم ، در صورتى كه دل و عقل از دو جهت براى ما پوشيده بوده و منحصرترين راه ما براى شناسايى آنها همان خواص و فعاليتهايى است كه بروز مى دهند .
جهت اول - اين دو نيرو ( عقل و دل ) يا با هر اصطلاحى كه مناسب مى دانيد به كار ببريد ، از كارگردانان مستقيم روح يا « من » انسانى هستند و يا خود را در شكل كارگردان نشان مى دهند و چون حقيقت روح و « من » براى ما كشف نشده است ، لذا موجوديت طبيعى و واقعى اين دو كارگردان مستقيم كه در حقيقت مى توان گفت : مانند شئون و تجليات روح هستند براى ما مجهول ماندهاند .
جهت دوم - بروز فعاليتهاى تازه از عقل و قلب كه خود از وجود نيروها و امكانات فراوان در عقل و قلب كشف مى كند . مانند اكتشافات و روشن بينىهايى كه با هيچ مقدمهء منطقى سر و كار ندارند . در صورتى كه ساختمان چشم مثلًا همه يا اكثر خواص و امكانات آن براى ما روشن است - آن چه كه ما در بارهء عقل و قلب در دست داريم ، فعاليتها و خواصى است كه از خود بروز مى دهند و تا حدودى در علوم مربوطه كه رسمى ترين آنها روان شناسى يا علم النفس به طور عمومى است ، مورد بررسى قرار مى گيرند .
با نظر به دو جهت فوق نه تنها دل و عقل ، بلكه ساير واحدهايى كه در درون ما فعاليت مى كنند ، در اختيار ما قرار نمى گيرند ، ولى مطلب در اينجا ختم نمى شود ، زيرا چنين نيست كه دل و عقل بدون تكيه به هيچ حقيقت ديگر و به طور استقلال