تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - تفسير ابيات
تصديق كردن معاويه ابليس را در آن قول
تفسير ابيات
تصديق كردن معاويه ابليس را در آن قول
((٢٧٨٦)) گفت اكنون راست گفتى صادقى از تو اين آيد تو اين را لايقى
((٢٧٨٧)) عنكبوتى تو مگس دارى شكار من نِيَم اى سگ مگس زحمت ميار
((٢٧٨٨)) باز اسپيدم شكارم شه كند عنكبوتى كى بگرد من تند ؟
كار تو اين است اى دزد لعين سوى دوغ آرى مگس را ز انگبين
((٢٧٩٠)) ور بخوانى تو به سوى انگبين هم دروغ و دوغ باشد آن يقين
((٢٧٩١)) تو مرا بيدار كردى خواب بود تو نمودى كشتى آن گرداب بود ٢٧٩٢ تو در اين خيرم از آن مى خواندى تا مرا از خير بهتر راندى
تفسير ابيات معاويه در مقام تصديق شيطان مى گويد : راست گفتى ، تو شايستهء همان مكرى و فريب دادن هستى كه گفتى . اما مثل تو همان مثل عنكبوت است كه مگسها را مى تواند شكار كند ، اى سگ پليد من مگس ناتوان نيستم ، خود را به زحمت مينداز من آن بازم كه فقط شاه مرا شكار مى كند . كى مى تواند عنكبوتى مانند تو ، به دور وجودم تار حيله بتند ؟ [ البته چنان كه در اوايل مبحث معاويه و شيطان گفتيم اين همه مطالب و معرفى شخصيتها در ابيات جلال الدين ، جنبهء صحنه سازى دارد و يا كلياتى است كه ممكن است به اشخاص داستان منطبق نشود . ما مى دانيم كه نه شيطان صلاحيت بعضى از آن مطالب را داشت كه در ابيات جلال الدين ديده مى شود و نه معاويه آن باز بلند پرواز است كه شكار عالم ربوبى شود . معاويه همان بود كه خلافت الهى را به سلطنت كسرى و قيصر تبديل كرد . نژاد پرستى را بر ايده ئولوژى اسلام ترجيح داد . يزيد فرزند پليدش را به جوامع اسلامى مسلط ساخت و معاهده ها با حسن بن على عليه السلام بست و پاى مالش كرد و . . . ] اى دزد ملعون كار تو اين است كه