تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - تفسير ابيات
٩ - درك محبوبيت ملاك و علت تكليف . . . اين انگيزه ها و تكليف و كميت آنها وابسته به شخصيت انجام دهندهء تكليف است ، هر چه كه شخصيت انسانى رشد يافته تر ، انگيزهء تكليفى كه به جاى مى آورد عميقتر و روحانىتر خواهد بود . انگيزه هاى ١ و ٣ و ٦ و ٧ بسيار سطحى و مى توان گفت : داراى ارزش انسانى نمى باشند . نتيجهء انجام يا ترك تكليف كه انگيزه اش يكى از امور مزبوره باشد ، جز در ( خود طبيعى ) انعكاسى نخواهد داشت ، در مرحلهء تكامل شخصيت ، سود نوعى در مرتبهء پايين و درك محبوبيت و علت تكليف در عالىترين مرتبه قرار مى گيرد ، در اين مراحل است كه انسان تكليف را در خارج از انگيزگى ( خود طبيعى ) انجام مى دهد ، اين ( خود ايده آل ) است كه او را بانجام وظيفه تحريك مى كند ، تحريك ( خود ايده آل ) همواره در نتيجهء درك اين حقيقت است كه انجام وظيفه و احترام بر وظيفه جزء يا شرط يا موتور محرك شخصيت او در حركت به سوى ابديت مى باشد . بنا بر اين توجه به فوت انجام وظيفه ، توجه به وارد شدن نقص و ركود به ( خود ايده آل ) است . تأسف توليد شده در نتيجهء فوت وظيفه همانند موتور اولى است كه او را به سوى تحقق بخشيدن به ( خود ايده آل ) به حركت در آورده است ، لذا مى توان با صراحت و قاطعيت گفت : تأسف و اندوهى كه از ترك يك وظيفه بانسان رخ مى دهد ، خود يك حالت محرك روانى است كه مانند ساير اطاعات و وظايف مطلوب است .
تفسير ابيات شيطان سخنان فريبنده ى زياد گفت ، اما معاويه هيچ يك از آنها را نپذيرفته به ستيزه و پيكار خود ادامه داد .
شيطان كه ديد : چارهاى ندارد ، از ته دل و با كمال خلوص گفت : مى دانى براى چه تو را بيدار كردم ؟ به اين جهت كه بيدار شوى و بروى و به نماز جماعت پيامبر اكرم برسى ، زيرا اگر خواب بر تو غلبه مى كرد و نماز از تو فوت مى گشت ، دنياى