تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - تفسير ابيات
كه پر از واحدها و قضاياى گوناگون است . مثلًا وقتى كه گويندهاى مى گويد : « امروز باران باريد . » مفاهيم مزبوره در درون گوينده مثلًا با روشنايى روز ، مقدار معين روز ، طرف صبح يا ظهر يا عصر كه باران در آن موقع باريده است و همچنين سقوط قطرات باران به طور آهسته يا شديدتر شدن زمين ، با طراوت شدن درختان ، اثر باران در مزارع يا در ساير چيزها ، جريان آب باران در خيابان و ساير مفاهيم ، با ارتباطات نزديك يا دور پيوستگى داشته است كه ممكن است همهء آنها مورد خود آگاهى بوده باشد و ممكن است بعضى از آنها يا هيچ يك به طور مشخص مورد توجه قرار نگيرد . و به هر حال معنى و مدلول قضيه به مقدار معلومات گويندهء » امروز باران باريد . » ارتباط نفس الامرى دارد ، ولى آن چه كه قضيه را در اغلب موارد با درون مربوط مى سازد ، اعتقاد گوينده به مطابقت قضيه با واقع يا عدم مطابقت آن است . به طورى كه ممكن است اين پديدهء درونى را جزيى از قضيه معرفى كنيم . [١] ارتباط قضيه با قلمرو برونى - هنگامى كه يك قضيه متشكل مى شود ، ضمناً يك جنبهء آيينهاى دارد كه در مقابل شنونده قرار مى گيرد و واقعيتى را خارج از خود نشان مى دهد ، يا حد اقل ادعا مى كند كه واقعيتى را نشان مى دهم - واقعيتى كه ايجاد شده يا پديدهاى كه نيست شده است - اين ايجاد شده يا نيست شده در جهان خارج از قضيهاى كه مى گوييم تحقق پيدا كرده است . منطق دانان و ادباء و ساير متفكرين صاحب نظر راست و دروغ را مربوط به اين قلمرو مى دانند ، يعنى اگر قضيهء موجوده با قلمرو برونى كه قضيه نشان مى دهد مطابقت كند ، آن قضيه راست است و اگر مطابقت نكند دروغ است .
با نظر به همين قلمرو برونى است كه اگر كلامى جنبهء آيينهاى نداشته باشد كه
[١] اين مسئله را هم بايستى فراموش نكنيم كه بحث ما در قضاياى معمولى منطقى است كه در جوامع انسانى رواج دارد ، و الا ممكن است در حالات اختلال روانى و شوخىها و مواردى كه قضايا به طور انعكاس جبرى در ذهن انسان متشكل مى شود و در زبان بروز مى كند طور ديگر تفسير شود . .