تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - تفسير ابيات
قسم دوم - واحدهاى پيوسته كه قضيهاى را تشكيل مى دهند ، مانند تعقل اين كه سقراط دانشمند است نيوتن جاذبيت را كشف كرده است . اين دو قضيه به جهت انگيزه هايى در ذهن من بجريان مى فتد ، بدون اين كه احتياج به تلفظ كلمات آن دو قضيه به وسيلهء زبان داشته باشم .
قسم سوم - واحدهاى پيوسته كه در ذهن به جريان مى افتند ، ولى ذهن انسانى توجه مستقل به پيوستگى و اسناد كامل موجود در ميان آن واحدها ندارد ، چنان كه در تداعى معانى يك رشته واحدها اعم از مفردات و قضايا به جريان مى افتند مثلًا زيبايى به جهت انگيزهاى در ذهن مجسم مى شود ، سپس به جهت عوامل مناسبى اين قضيه از خاطرش عبور مى كند كه همان گل يا شبيه به آن را دوستش چيد و پر پر كرد . واحدهاى اين قضيه با اسناد موجود در ميان آنها در ذهن رژه مى روند - بدون اين كه آن اسناد موجود مورد توجه مستقل بوده باشد .
چون تحليلى كه در بارهء قضيه مى خواهيم بيان كنيم ، در دو قسم قضيهء فوق از دو جهت تفاوت دارد ، لذا مجبور شديم اولًا - دو قسم قضيه را به طور اجمال مطرح كنيم :
تحليل هر قضيه به عناصر اصلى آن :
١ - الفاظ مفردهء قضيه - لفظ سقراط ، دانشمند بوده است .
٢ - مفهوم مفرد هر يك از الفاظ - شخص معروف و معين ، انسانى كه داراى دانش است ، اسناد دانش به آن شخص معين ( سقراط ) .
٣ - هيئت تركيبى الفاظ قضيه - هيئت قضيه كه از تقدم و تاخر كلمات و حروف و روابط از نظر جمله بندى منظور شده است .
٤ - معناى تركيبى كه از الفاظ قضيه فهميده مى شود .
قضيه كلامى است كه مربوط به دو قلمرو برونى و درونى است .
ارتباط قضيه با قلمرو درونى - اگر قضيهاى با خود آگاهى از يك گوينده صادر شود ، مسلما معنى و مدلول آن قضيه از آن قلمرو درونى استخراج شده است