تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - تفسير ابيات
خر نالايق است و اگر در درياى جان غوطه ور گردد ، او گوهر گرانبها است .
اگر چه خير و شر دو پديدهء مختلفند ، ولى آن دو پديدهء متضاد يك كار صورت مى دهند ، [ به نقد و تحليل اين بيت مراجعه شود ] در عرصهء زندگى ، پيامبران اطاعت خدا را تبليغ و دشمنان شهوات و طرق آنها را نشان مى دهند . [ آخر اين بهتان را چرا در حق من روا مى داريد و دور هم نشسته و قيافهء فلسفى بافى گرفته ، تمام معاصى و بد بختىهايتان را به گردن من مى اندازيد ؟ ] مگر من خدايم كه نيك را به بد مبدل بسازم يا بر عكس ؟ من تنها شما را دعوت مى كنم ، نيكها را بدو بدها را نيك مى نمايانم ، ولى من آفرينندهء نيك و بد نيستم من مانند آيينهاى هستم كه زشتىها و زيبايىها را نشان مى دهم ، من هرگز نمى توانم خوب را زشت بسازم ، مگر من خدايم ؟ هندوى سياه چهرهاى آيينه را رو در روى خود قرار داد ، در آن آيينه روى سياه خود را ديد ، آيينهء جامد را به زمين انداخت و شكست . آيينه به آن هندو گفت مگر من در نشان دادن صورت تو آن چنان كه هستى جرم كردهام كه مرا متلاشى ساختى ؟ جرم از كسى است كه مرا زدوده و صيقلى ساخته است ، تا زشت و زيبا را نشان بدهم برو اى زشت رو
آيينه گر روى تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست [
البته مثل آيينه تطبيق كامل با موضوع شيطانى ندارد ، ولى اصل مثال بسيار عالى است ] .
من كارى جز گواهى ندارم ، جرم و زندان به شخص شاهد روا نيست .
كار من همان است كه در اول گفتم ، من اگر نهال ميوه دارى بينم چون دايهء مهربان آن را مى پرورانم و اگر درخت تلخ يا خشك ببينم آن را مى برم تا پشك از مشگ جدا شود .
اين انسانهاى تبه كار مانند آن درختان خشك بىفايده ، بلكه مضر ، به من اعتراض كرده مى گويد : اى جوانمرد ؟ من كه خطا نكردهام چرا مرا مى برى ؟ پاسخ به اين