تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - همواره از دزدهايى كه در جوامع بشرى لباس پاسبانى به تن كردهاند بر حذر باشيد
گوشزد مى كند ، بعضى ديگر به طور غير مستقيم .
چنان كه گفتيم وجود شيطان و جلوه دادن او معاصى و گناهان را به هيچ وجه جنبهء عليت و انگيزگى صد در صد به خواستهء شيطان ندارد .
موضوع شيطان به عنوان يك اغوا كنندهء خارجى ، مانند نفس و غرايز حيوانى به عنوان اغوا كننده هاى داخلى است .
البته ممكن است انسان به جهت بىاعتنايى به فعاليتهاى عقل و وجدان به طورى تحت سلطهء شيطان قرار بگيرد كه تمام شخصيت و موجوديت خود را از دست بدهد ، ولى اين دليل آن نيست كه اغواهاى شيطانى به طور كلى عامل صد در صد تبه كارى انسان است ، چنان كه انسان با تكرار دايمى و اصرار به خطا و هوى پرستى ، وجدان خود را لگدكوب مى كند ، تا آن جا كه وجدان از فعاليت مى افتد و مشمول :
« خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ ٢ : ٧ . . » .
( خداوند بر دلهاى آنان مهر زده است ) .
مى گردد ، زيرا با مقدمات اختيارى دلهاى خود را از فعاليت در نيكويىها از كار انداختهاند .
((٢٦١٥)) دزد آيد در نهان در مسكنم گويدم كه پاسبانى مى كنم
همواره از دزدهايى كه در جوامع بشرى لباس پاسبانى به تن كردهاند بر حذر باشيد اين دزدان پاسبان نما و شياطين فرشته نما در هر زمان و مكان مى توانند با مهارت كامل لباس پاسبانى را تشخيص داده و به هر قيمت است آن را به دست آورده به چپاول جان و مال مردم و نتايج زحمات و فعاليتهاى آنان بپردازند .
اين راه زنان قافلهء انسانى با دقت كامل لباس پاسبانى هر دوران را تشخيص