تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - تفسير ابيات
مى تواند با هم خوابگى مردان نيرومندى مانند رستم و ساير مردان جنگى يكى بوده باشد ؟ كودكان براى خود دكانى درست مى كنند ، اما اين دكان تنها يك بازيگاه كودكانه است و سودى جز تعطيل و به هدر دادن زمان در بر ندارد . كودكى كه از بامداد تا شامگاه سر گرم بازى كودكانه بوده است ، شب هنگام فرا مى رسد و ساير اطفال به خانه هاى خود بر مى گردند و او به تنهايى بدون برداشتن كوچكترين نفع خسته و كوفته و گرسنه به خانه بر مى گردد .
آرى :
اين جهان بازيگه است و مرگ شب باز گردى كيسه خالى پر تعب تنها و بىيار و ياور به سوى گور تيره و تاريك روانه شده در آن منزلگاه خاموشان فغان وا حسرتا سر خواهى داد . مى دانيد كسب و كار دين در اين بازار زندگى چيست ؟ عشق است و جذب روحى و به دست آوردن قابليت براى پذيرش انوار الهى . اين نفس امارهء پست و دون صفت را بشناسيد ، اين نفس در دنيا آرمانى جز كسب لذايذ فانى ندارد ، رهايش كن و دست از آن بردار - پيش از آن كه سرمايهء گران قيمت تو را به خس ناچيز مبدل بسازد . اگر هم موقعى ديدى كه اين نفس تبه كار خود را جويندهء كسب شريف معنويات مى نمايد ، يقين بدان كه باز حيله و مكرى به راه انداخته است .