تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - آيا تكاپو و تكامل در ابديت نيز وجود دارد ؟
آن نيست و فردا ( رستاخيز و ابديت ) جايگاه حساب است و عملى در آن وجود ندارد ) .
بعضى از متفكرين عقيده منداند كه تكامل حتى در ابديت هم ادامه دارد ، اينان با توجه به يك مسئلهء مهم اين نظر را ابراز مى دارند :
روح انسانى مقتضى رشد و كمال بىنهايت دارد و هيچ فردى پيدا نمى شود كه در اين زندگانى محدود و موقت به اين آرمان بىنهايت برسد ، بعيد نيست آن جمله كه مى گويد : دليل لزوم معاد تكامل عقلى و روحانى انسان است ، همين مسئله بوده باشد . اين متفكر مى گويد : هر يك از اجزاء ساختمان انسانى كار معين و مشخص دارد كه در همين زندگانى دنيوى مى تواند آن را به جاى بياورد ، در حالى كه عقل و روح انسانى هر اندازه هم كه در اين دنيا به فعاليت و تكاپو بپردازد و هر اندازه هم كه به رشد و كمال خويش برسد ، باز نمى تواند به تكاپو و كمال بىنهايت كه خود مقتضى آن است نايل آيد .
به نظر مى رسد كه مى توان دو جنبهء روح انسانى را از يكديگر جدا نموده و هر يك را محكوم به حكم مستقل نمود .
از جنبهء فعاليت طبيعى روح كه با اين ساختمان مادى و وسايل طبيعى صورت مى گيرد پروندهء روح بسته مى شود و تكاپو و كمال مناسب آن كه در اين قلمرو براى روح وجود دارد بسراى ابديت كشيده نمى شود ، بلكه تنها نتايج تكاپو و كمال را مشاهده خواهد كرد ، لذا اگر هم حركت و تحولى در آن دنيا تصور شود ، از سنخ حركت و تحول و ساير قوانين مربوط به طبيعت اين جهان نخواهد بود . اما از جنبهء ماهيت خود روح كه مقتضى تكامل است ، شايد بتوان گفت : پس از خروج روح از مسير حركت از نقص به كمال و غوطه ور شدن در اندوخته هاى خود موضوعى براى حركت و تكامل باقى نمى ماند و ممكن است گفته شود : سعادت و لذت مطلق با ركود در يك نقطه از آن سازگار نيست ، محدوديت سعادت و لذت از شئون اين زندگانى