تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - آيا تكاپو و تكامل در ابديت نيز وجود دارد ؟
جنس در حكم همان نوع خواهد بود ، مانند در آميختن سگ اصحاب كهف با اصحاب كهف و مانند جنس نبات كه با اتحاد با حيوان به صورت حيوان و همين حيوان با اتحاد با انسان به شكل انسان درمى آيد . و حقايق غيبى را بنگر كه از مرتبهء باطن رها شده با ميل به عالم ظهور به مرتبهء عيان رسيده است ، يعنى به ارواحى توجه كن كه از عالم غيب به مرتبهء عينيت آمده است . » [١] ولى چنان كه گفتيم : با اين تفسير بيت مورد بحث در مقام توبيخ انسانها نخواهد بود . به اضافه اين كه مصرع دوم نمى تواند نتيجهء مصرع اول بوده باشد ، يعنى تنوع اجناس نه از جهت كشش دو حقيقت به يك ديگر از جهت سنخيت مى باشد ، زيرا به اصطلاح فن الهيات عرفانى هر اندازه كه وجود مطلق در سرازيرى تنوع و تحليل به حصه ها بوده باشد ، به همان اندازه رو به نزول است نه رو به سنخ خود .
ارواحى كه حقايق مجرد و در عالم غيب بودند چه سنخيتى در عالم ماده ديدند كه باين عالم سرازير شدند ؟ مگر اين كه مقصود انقروى و موافقين ايشان اين باشد كه بيت مورد تحليل يك مضمون مستقلى را مى گويد .
((٢٥٩٥)) آن جهان شهرى است پر بازار و كسب تا نپندارى كه كسب اين جاست حسب
آيا تكاپو و تكامل در ابديت نيز وجود دارد ؟
مقدارى از دلايل نقلى و عقلى مى رساند كه اين دنيا كشتگاه و ابديت براى برداشتن محصول است . مثلًا در بعضى از احاديث چنين آمده است كه :
« اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل » .
( امروز ( اين زندگانى دنيوى ) جايگاه عمل است و حساب و نتيجه گيرى در
[١] شرح انقروى دفتر دوم ، ص ٣٠٨ . .