تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
(١)
منتخباتى از نغمه هاى شاعرانه آلفونس دو لامارتين
٣٦ ص
(٢)
منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
٥٧ ص
(٣)
منتخباتى از كتاب رافائل - آلفونس دولا مارتين
٨٩ ص
(٤)
منتخباتى از كتاب مرگ سقراط ، تاليف آلوفنس دولا مارتين
١٠٧ ص
(٥)
منتخباتى از كتاب زن سى ساله اونوره بالزاك ترجمهء آقاى ادوارد ژوزف
١١١ ص
(٦)
منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
١٢٠ ص
(٧)
منتخباتى از جملات كتاب نود و سه تأليف ويكتور هوگو ترجمه از آقاى منصور زنديه
١٤٠ ص
(٨)
منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
١٤٧ ص
(٩)
با يك تماشاى سطحى جهان خلقت را به زشت و زيبا و متوسط تقسيم مى كنيم ، آن گاه به قضاوت در نقشهء كلى هندسهء الهى مى پردازيم
١٦٠ ص
(١٠)
مسئله اول - ارزش تقسيم بندىها و احكام صادره در بارهء زشت و زيبا
١٦٢ ص
(١١)
مسئله دوم - آيا در جهان خلقت زشتى كه به طور مستقيم مستند به آفرينندهء مطلق بوده باشد وجود دارد ؟
١٦٣ ص
(١٢)
قرآن و زشتى و زيبايى در خلقت
١٦٦ ص
(١٣)
آيا مؤمن و كافر هر دو در عبادت خدا به سر مى برند ؟
١٧١ ص
(١٤)
آن جا كه مناجات به شكل احتياج جسورانه و عبادت به شكل استفهام نمودار مى گردد
١٧٣ ص
(١٥)
تفسير ابيات
١٧٦ ص
(١٦)
دعا و توبه رسول صلى الله عليه و آله بيمار را
١٧٨ ص
(١٧)
سنخيت راه و مقصد
١٨٢ ص
(١٨)
گامى به درون خانه بگذاريد آن گاه پروانه وار دور شمع معشوق بگرديد
١٨٣ ص
(١٩)
جنس و نوع و رابطهء آن دو با يكديگر
١٨٥ ص
(٢٠)
آيا نهايتى براى جريان فكرى از جزئى به كلى و از كلى به جزئى و از جزء به كل و از كل به جزء وجود دارد ؟
١٨٩ ص
(٢١)
آيا تكاپو و تكامل در ابديت نيز وجود دارد ؟
١٩٣ ص
(٢٢)
نگذاريم كه فعاليتهاى ما در زندگانى نتيجهاى جز استهلاك زمان نداشته باشد
١٩٥ ص
(٢٣)
تفسير ابيات
١٩٦ ص
(٢٤)
شيطان چيست ؟
٢٠٣ ص
(٢٥)
مسئله اول - آيا شيطان در مكتب اسلام همان اهريمن يا ظلمت در مكاتب ديگر است ؟
٢٠٤ ص
(٢٦)
مسئلهء دوم - حكمت آفرينش وجود شيطان
٢٠٦ ص
(٢٧)
مناجات
١ ص
(٢٨)
مسئله پنجم - چرا خداوند شيطان را تا روز قيامت مهلت داد كه انسانها را اغوا كند و فريب بدهد ؟
٢١٠ ص
(٢٩)
مسئلهء ششم - آيا وجود شيطان در دستگاه آفرينش ضرورت داشته است ؟
٢١٢ ص
(٣٠)
مسئلهء هفتم - آيا انسان مى تواند شيطان را از خود دور كند ؟
٢١٣ ص
(٣١)
همواره از دزدهايى كه در جوامع بشرى لباس پاسبانى به تن كردهاند بر حذر باشيد
٢١٤ ص
(٣٢)
تفسير ابيات
٢١٥ ص
(٣٣)
جواب گفتن ابليس معاويه را
٢١٧ ص
(٣٤)
روايت
٢١٨ ص
(٣٥)
آيا محبتهايى كه در گذشته در روح ثبت مى گردند زايل شدنى هستند ؟
٢١٩ ص
(٣٦)
آيا مقتضاى اصلى فياضيت خداوند نقدينهء لطف و عنايت است و قهر و غضب او بمانند غبار ناچيزى است كه نقدينهء او را مغشوش نشان مى دهد ؟
٢٢٠ ص
(٣٧)
آيا هجران و فراق براى دريافت شيرينى وصال است ؟
٢٢١ ص
(٣٨)
آيا موضوع شيطان از يك نقشهء قبلى بود كه مى بايست پياده شود ؟
٢٢٢ ص
(٣٩)
تفسير ابيات
٢٢٤ ص
(٤٠)
باز تقرير كردن معاويه با ابليس مكر او را
٢٢٧ ص
(٤١)
تفسير ابيات
٢٣١ ص
(٤٢)
باز جواب گفتن ابليس معاويه را
٢٣٣ ص
(٤٣)
شيطان علت جبرى معصيت نيست ، بلكه خوب از بد به وسيلهء او تفكيك مى شود
٢٣٤ ص
(٤٤)
آيا خير و شر جهان زاييدهء در هم آميختن قهر و لطف الهى است ؟
٢٣٥ ص
(٤٥)
آيا خير و شر هماهنگ گشته يك كار را ايجاد مى كنند ؟
٢٣٦ ص
(٤٦)
راست نباشيد و خشك ، تر باشيد و كجى ظاهرى عيب نيست
٢٤٠ ص
(٤٧)
تفسير ابيات
٢٤٢ ص
(٤٨)
تفسير ابيات
٢٤٧ ص
(٤٩)
باز تقرير كردن ابليس تلبيس خود را با معاويه
٢٤٨ ص
(٥٠)
حماقت را تماشا كنيد انسان عقل و وجدان دارد و حق را مى بيند با اين حال از خود حيوانى پيروى مى كند ، آن گاه شيطان را علت تبه كارى و سقوط خود مى داند
٢٥٤ ص
(٥١)
آيا شيطان اميدى برحمت الهى دارد ؟ و اگر اميدوار است اين اميد اثرى خواهد داشت ؟
٢٥٦ ص
(٥٢)
تفسير ابيات
٢٥٧ ص
(٥٣)
مسئلهء دوم - ارزيابى راست و دروغ
٢٦٥ ص
(٥٤)
آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
٢٦٩ ص
(٥٥)
رشوت خوارى
٢٧٧ ص
(٥٦)
علم با غرض ورزى در هم مى آميزد و انسان را نابينا مى سازد
٢٧٨ ص
(٥٧)
تفسير ابيات
٢٨١ ص
(٥٨)
تفسير ابيات
٢٨٣ ص
(٥٩)
تفسير ابيات
٢٨٥ ص
(٦٠)
گريختن دزد از دست صاحب خانه به آواز شخص ديگر
٢٩٢ ص
(٦١)
كسى كه خود حق را نمى بيند در نشانه ها و صفات او درمانده است
٢٩٤ ص
(٦٢)
آيا امكان تغييرات در روان انسانى كه منشأ كارهاى مختلف است خود دليل اختيار است ؟
٢٩٧ ص
(٦٣)
تفسير ابيات
٢٩٨ ص
(٦٤)
قصه منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان
٣٠١ ص
(٦٥)
آيه
٣٠٣ ص
(٦٦)
توضيح
٣٠٥ ص
(٦٧)
مسجد ضرار چه بوده است ؟
٣٠٦ ص
(٦٨)
تفسير ابيات
٣٠٧ ص
(٦٩)
انديشيدن يكى از اصحاب كه چرا رسول خد استارى نمى كند ؟
٣١٢ ص
(٧٠)
در مقابل فرو ريختن بنيان ايده آل حلم و بردبارى چه معنى مى دهد ؟
٣١٦ ص
(٧١)
مواظب باشيد ، در بنيان ساختمان زندگانى مادى و معنوى خود خشت اول را كج نگذاريد
٣١٨ ص
(٧٢)
تفسير ابيات
٣١٩ ص
(٧٣)
متردد شدن در ميان مذاهب مختلفه و بيرون شدن و مخلص يافتن
٣٢٣ ص
(٧٤)
همه چيز را در بارهء حقايق همگان دانند و همگان هنوز متولد نشده اند
٣٢٤ ص
(٧٥)
موضوع دوم - اتحاد و اختلاف اديان از ديدگاه قرآن
٣٣١ ص
(٧٦)
وحدت اديان و اختلاف اديان
٣٣٢ ص
(٧٧)
اختلاف اديان از ديدگاه قرآن
٣٣٣ ص
(٧٨)
تفسير ابيات
٣٤٥ ص
(٧٩)
امتحان هر چيزى تا ظاهر شود خير و شرّى كه در وى است
٣٤٨ ص
(٨٠)
اگر براى شناسايى حقايق روشن به دقت و تكرار نظر نيازمند هستيم ، معلوم مى شود كه حقايق تاريك و مشكل به دقت نظر و هشيارى و انديشهء بيشتر احتياج خواهد داشت
٣٥١ ص
(٨١)
قهر و لطف ، عوامل ملايم و ناملايمى هستند كه مى توانند پوشيده ها را آشكار كنند
٣٥٢ ص
(٨٢)
تفسير ابيات
٣٥٤ ص
(٨٣)
شرح فايدهء حكايت آن شخص شتر جوينده
٣٥٧ ص
(٨٤)
آرى تو هم گمشدهاى دارى ، ولى طمع تو در گمشدهء ديگران ، راهت را منحرف ساخته از هدف خود دور شده به دنبال هدف ديگران مى دوى
٣٦٦ ص
(٨٥)
تكاپو كنيد به مقصد خواهيد رسيد
٣٦٨ ص
(٨٦)
گاهى واقع بينى شما را به تكاپو وادار مى كند ، گاه ديگر تكاپو شما را به واقعيت مى رساند
٣٧٠ ص
(٨٧)
تفسير ابيات
٣٧١ ص
(٨٨)
تفسير ابيات
٣٧٧ ص
(٨٩)
حكايت آن چهار هندو كه با هم جنگ مى كردند و از عيب خود بىخبر بودند
٣٧٩ ص
(٩٠)
تفسير ابيات
٣٨٥ ص
(٩١)
بيان حال خود پرستان و ناشكران در نعمت وجود انبياء و اولياء
٣٩٠ ص
(٩٢)
آيه
٣٩١ ص
(٩٣)
توضيح
٣٩٢ ص
(٩٤)
گاهى خواستن ترقى و تكامل جز سرسام گفتن خواب آلودگان چيز ديگرى نيست
٣٩٣ ص
(٩٥)
خدا را مى توان ناديده گرفت ولى ماديات به هيچ وجه قابل چشم پوشى نيست اين است عامل سقوط بشريت
٣٩٤ ص
(٩٦)
مادامى كه نمى دانيم طبيعت و ما وراى طبيعت از آن كيست نگريستن ما در هر دو روى هستى بىفايده است
٣٩٦ ص
(٩٧)
تفسير ابيات
٣٩٨ ص
(٩٨)
شكايت كردن پيرى به پيش طبيب از رنجورى خود
٤٠٢ ص
(٩٩)
آيه
٤٠٣ ص
(١٠٠)
روح جوان در كالبد پير
٤٠٤ ص
(١٠١)
مغز خود را براى دريافت كيفيت ابديت خسته و فرسوده نكنيد
٤٠٥ ص
(١٠٢)
اگر مردم خدا را مى شناختند ، اين اندازه گستاخى نمى كردند
٤٠٨ ص
(١٠٣)
آيا ما دو معبد داريم معبد مجازى و معبد حقيقى ؟
٤٠٩ ص
(١٠٤)
تفسير ابيات
٤١٢ ص
(١٠٥)
قصهء كودكى كه در پيش تابوت پدر خود مى ناليد و سخن جوحى
٤١٦ ص
(١٠٦)
آيه
٤١٧ ص
(١٠٧)
روايت
٤١٨ ص
(١٠٨)
اى روح انسانى كه مانند يونس عليه السلام در شكم ماهى كالبد جسمانى در درياى طبيعت محبوس گشتهاى ، اقيانوس ديگرى وجود دارد كه معرفت الهى ناميده مى شود
٤٢٢ ص
(١٠٩)
براى رسيدن به قلمرو پيروزى بايستى از يك دالان تنگ و تاريك و سنگلاخ عبور كنيم ، اين دالان صبر ناميده مى شود
٤٢٤ ص
(١١٠)
تمام نيروهاى انسانى در استخدام ذكر و فرج ، اين است محتويات شناسنامهء فرزندان قرن بيستم
٤٢٦ ص
(١١١)
تفسير ابيات
٤٣٤ ص
(١١٢)
2 - نظريهء مخالف
٤٤٠ ص
(١١٣)
تفسير ابيات
٤٤٢ ص
(١١٤)
تفسير ابيات
٤٤٤ ص
(١١٥)
حكايت آن اعرابى و ريگ در جوال كردن و ملامت دانشمند و تعليم كردن او را كه گندم جوال را دو حصه نما كه بار عدل آيد
٤٤٦ ص
(١١٦)
بياييد اين حكمت گويىهاى حرفهاى را رها كنيم تا باعث ركود خود و جامعه نگرديم
٤٤٨ ص
(١١٧)
انديشه را دور خود انديشه نپيچانيم ، رهايش كنيم تا براى ما راهى را باز كند
٤٥١ ص
(١١٨)
تفسير ابيات
٤٥٣ ص
(١١٩)
كرامات ابراهيم ادهم بر لب دريا و تعجب امير مريد
٤٥٧ ص
(١٢٠)
مقدمهء يكم آيا باز بودن افق جهان و جهان بينى با ايجاد يك مكتب سيستماتيك سازگار است ؟
٣ ص
(١٢١)
هرگز توقع نداشته باشيم كه همهء قلمرو و شئون ما وراى طبيعت را در اين روى پردهء طبيعت مشاهده كنيم
٤٥٩ ص
(١٢٢)
تفسير ابيات
٤٦٠ ص
(١٢٣)
آغاز منوّر شدن حواس عارف به نور غيب
٤٦٤ ص
(١٢٤)
آيه
٤٦٦ ص
(١٢٥)
مقدمهء دوم باز بودن افق جهان و جهان بينى يعنى چه ؟
٤ ص
(١٢٦)
توضيح
٤٦٧ ص
(١٢٧)
آنان كه در اين دنيا حق و حقيقت را به دست آوردهاند ، بهره بردارى از ظواهر و صور نيز مخصوص آنها است
٤٦٩ ص
(١٢٨)
مقدمهء سوم آيا تناقضات مثنوى و نوسانات گوناگون روحى جلال الدين از بىعقيدتى او به اصول عاليهء اسلامى حكايت مى كند ؟ نيز آيا احتمال مى رود كه جلال الدين با اين تناقضات و نوسانات از مكتب « هيچ گرايى » دفاعكند ؟
٨ ص
(١٢٩)
جلال الدين از شخصيت خود جوش خويش بهره مند بوده است
١٤ ص
(١٣٠)
جلال الدين مولوى شرقى و آلفونس دو لامارتين غربى
٣٤ ص
(١٣١)
شباهتى ميان لفظ و معنى و جسم و روح
٤٧١ ص
(١٣٢)
چشمه سار زلال روح در جريان خود از جوى ماده عبور مى كند و خس و خاشاك انديشه ها را در روى خود مى آورد
٤٧٧ ص
(١٣٣)
همهء آن پديده ها كه در سطح روان روح در جريان است ، مانند پوست ميوهاى است كه از باغ پشت پرده طبيعت جدا شده و به راه افتاده است
٤٧٩ ص
(١٣٤)
آيا اندوه هاى درون آدمى از كندى جريان روح است ؟
٤٨٠ ص
(١٣٥)
تفسير ابيات
٤٨٢ ص
(١٣٦)
طعنه زدن بيگانهاى در شأن شيخى و جواب گفتن مريد شيخ او را
٤٨٧ ص
(١٣٧)
آيا عظمت روح آدمى به درجهاى مى رسد كه خطاها تأثيرى در آن نداشته باشد ؟
٤٨٩ ص
(١٣٨)
مادامى كه در راه هستيد ، به دليل و راهنما نيازمند مى باشيد
٤٩١ ص
(١٣٩)
مسئلهء دوم - محدود در مقابل نامحدود ، متناهى در مقابل بىنهايت
٤٩٥ ص
(١٤٠)
بقيهء قصهء ابراهيم بر لب دريا و آن امير مريد
٥٠٢ ص
(١٤١)
آيه
٥٠٣ ص
(١٤٢)
آيا مدار صحت و بطلان امور مردان الهى هستند ؟
٥٠٤ ص
(١٤٣)
وقتى كه احساس مى كنيد در گل ماديات پست گرفتار شدهايد در صدد باز كردن جا در آن گل بر نياييد بلكه بكوشيد تا خود را نجات بدهيد
٥٠٦ ص
(١٤٤)
تفسير ابيات
٥٠٧ ص
(١٤٥)
دعوى كردن آن شخص كه خداى تعالى مرا نمى گيرد به گناه و جواب شعيب او را
٥١١ ص
(١٤٦)
نگذاريم تاريكى معصيتها آن قدر دل ما را سياه كند كه ديگر نتوانيم گناه را از اطاعت تشخيص بدهيم
٥١٢ ص
(١٤٧)
چه نشانى براى سياهى و تاريكى دل آشكارتر از آن كه اطاعت و عبادت انسان كوچكترين لذت روحانى و تأثير معنوى نداشته باشد
٥١٤ ص
(١٤٨)
تفسير ابيات
٥١٥ ص
(١٤٩)
تتمهء قصهء طعنه زدن آن مرد بيگانه در شيخ
٥١٨ ص
(١٥٠)
ارزش اصل حمل فعل مرد با ايمان به صحت
٥٢٢ ص
(١٥١)
تفسير ابيات
٥٢٣ ص
(١٥٢)
تفسير ابيات
٥٢٧ ص
(١٥٣)
كشيدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود
٥٢٨ ص
(١٥٤)
آيه
٥٢٩ ص
(١٥٥)
تا آزادى كامل روحى پيدا نكردهايد مطيع مردان الهى باشيد
٥٣٠ ص
(١٥٦)
دواى جهالتهاى بشرى سؤال است بياييد آن چه را نمى دانيم سؤال كنيم و تا بتوانيم سؤالها را بىجواب نگذاريم
٥٣٢ ص
(١٥٧)
تفسير ابيات
٥٣٤ ص
(١٥٨)
كرامات آن درويش كه در كشتى به دزدى متهمش كردند
٥٣٨ ص
(١٥٩)
تفسير ابيات
٥٤٠ ص
(١٦٠)
تشنيع كردن صوفيان بر آن صوفى كه بسيار مى گويد
٥٤٣ ص
(١٦١)
آيا پيامبران الهى فقط براى عقول ناتوان مبعوث شدهاند ؟
٥٤٦ ص
(١٦٢)
تفسير ابيات
٥٤٧ ص
(١٦٣)
عذر گفتن فقير با شيخ خانقاه
٥٥٠ ص
(١٦٤)
آيا حد وسط مطلوب مطلق است
٥٥٣ ص
(١٦٥)
براى پرواز در فضاى بىكران كمال بال و پرى از ذات خود برويانيم و پر و بال ديگران را به طور ساختگى به خود نچسبانيم
٥٥٥ ص
(١٦٦)
تفسير ابيات
٥٥٦ ص
(١٦٧)
بيان آن دعوى كه عين آن دعوى گواه صدق خويش است
٥٦١ ص
(١٦٨)
آن جا كه ادعا خود متكفل صدق و اثبات خود مى باشد
٥٦٣ ص
(١٦٩)
يك سخن حق را كه مى شنويم آن را راهنماى هوش خود نماييم
٥٦٥ ص
(١٧٠)
خردمندان هشيار جوامع از قيافه و صدا و حركات پيامبران به ارتباط آنها با ما وراى طبيعت استدلال مى كردند و معجزهء ديگرى نمى خواستند
٥٦٦ ص
(١٧١)
تفسير ابيات
٥٦٩ ص
(١٧٢)
اشكال آوردن نادانان بر اين قصه و جواب دادن ايشان را
٥٧٣ ص
(١٧٣)
بهره بردارى با ارزش از داستانهاى ساختگى
٥٧٤ ص
(١٧٤)
تفسير ابيات
٥٧٦ ص
(١٧٥)
تفسير ابيات
٥٨٣ ص
(١٧٦)
شرح كردن آن شيخ سر آن درخت را با آن طالب مقلد
٥٨٧ ص
(١٧٧)
ابديت از آن كسى است كه به آب حيات علم لدنى دست بيابد
٥٨٨ ص
(١٧٨)
هر موجودى به مقدار عظمتى كه دارد آثار فراوان و متنوعى را دارا مى باشد
٥٩٠ ص
(١٧٩)
از دو منزلگه نام و صفات عبور كنيد و بذات برسيد
٥٩٢ ص
(١٨٠)
تفسير ابيات
٥٩٥ ص
(١٨١)
بيان منازعت چهار كس جهت انگور با همديگر به علت آن كه زبان يكديگر را نمى دانستند
٥٩٨ ص
(١٨٢)
آيه
٥٩٩ ص
(١٨٣)
آيا احتمال مى دهيد كه جنگهاى لفظى گاهى علت جنگهاى خونين و خانمان سوز مى باشد ؟
٦٠٠ ص
(١٨٤)
شما اى مربيان جامعهء بشرى بكوشيد اين مناقشات لفظى را خاتمه بدهيد يا به حد اقل تقليل بدهيد
٦٠٤ ص
(١٨٥)
بيگانگى انسان از ديگران به بيگانگى از خود منجر مى شود
٦٠٦ ص
(١٨٦)
تفسير ابيات
٦٠٩ ص
(١٨٧)
برخاستن مخالفت و عداوت از ميان انصار به بركت وجود مبارك پيغمبر خدا
٦١٣ ص
(١٨٨)
آيه
٦١٥ ص
(١٨٩)
براى رسيدن به حقيقتى كه با شما فاصله دارد حقايقى را زير پا نگذاريد
٦١٧ ص
(١٩٠)
از آن افراد نباشيم كه در بيغولهاى نشسته طنابى به دست گرفته كارشان را در آن منحصر كردهاند كه آن طناب را گره بزنند و باز كنند
٦٢٠ ص
(١٩١)
فرد يا گروه الهى با نهالهاى باغ خداوندى خصومت نمى ورزند ، زيرا كه از خود باغبان در بارهء ارزش آن نهالها روشنايى پيدا كرده اند
٦٢١ ص
(١٩٢)
تفسير ابيات
٦٢٢ ص
(١٩٣)
قصهء بط بچگان كه مرغ خانگى مى پروردشان
٦٢٨ ص
(١٩٤)
شما اى انسانها كه ذو حياتين هستيد ، چرا در خشكىها زندگانىتان را سپرى مى كنيد ؟
٦٣٠ ص
(١٩٥)
تفسير ابيات
٦٣١ ص
(١٩٦)
حيران شدن حاجيان در كرامات آن شيخ زاهد كه بر روى ريگ گرم صحرا نشسته بود
٦٣٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨



جزء يك رو نيست پيوسته به كل ور نه خود باطل بدى بعث رسل چون رسولان از پى پيوستناند پس چه پيوندندشان چون يك تناند ؟

در اين ابيات به خوبى روشن مى شود كه جلال الدين تبعيت از « وحدت وجود » حكماى هند نمى كند .
بلى در موارد ديگر از مثنوى كاملًا مسئلهء جزء و كل را به ميان مى كشد و يك وحدت صريح ميان كل و اجزاء را گوشزد مى كند . در جاى ديگر رابطهء انسان و خدا را ما فوق جزء و كل معمولى معرفى مى كند :

بشنو اكنون اصل انكار از چه خاست ز انكه كل را گونه گونه جزءهاست جزء كل نى جزءها نسبت به كل نى چو بوى گل كه باشد جزو گل لطف سبزه جزء لطف گل بود بانگ قمرى جزء آن بلبل بود
يك مطلب را نبايستى در اين جا فراموش كنيم و آن اين است كه در موارد فراوانى هنگامى كه جلال الدين بحث كل و جزء يا كل و اجزاء را در پيش كشيده است ، پروندهء آن بحث را نمى بندد ، بلكه مثلًا پس از آن ابيات مى گويد :

گر شوم مشغول اشكال و جواب تشنگان را كى توانم داد آب
نيز پس از ابيات فوق مى گويد :

اين سخن پايان ندارد اى غلام ز انكه جرى سخت دارد اين كلام روى
ملاحظات فوق اشتباه ميرزا فتحعلى در مقايسهء جلال الدين مضطرب در مسئله وحدت وجود ، با حكماى هند كه در وحدت وجود روش دگماتيسم و قطعى