تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - تفسير ابيات
با ايمان از روى اختيار او را مى پرستد ، زيرا او جويندهء رضاى الهى و قاصد پيشگاه ربوبى است ، ولى عبادت انسان بىايمان از روى اكراه و تغيير مقصد انجام مى گيرد . اين نابخرد به جهت خود پرستى ادعاى رسيدن به حق را در مغز خود مى پروراند ، ولى نمى داند كه مشغول پياده كردن نقشهء سازمان مشيت الهى است ، نهايت امر مقصد را گم كرده است او ياغى است ، زيرا گمان مى كند كه راهى كه در پيش گرفته است مملوك و تحت سلطهء او است ، او با همين نادانى خويش نمى داند كه در پايان كار مانند آجرى از ساختمان مشيت الهى قرار خواهد گرفت . اما انسان با ايمان هر گامى كه بر مى دارد و هر كوششى كه مى كند مقصدى جز خدا ندارد . [ به همين جهت است كه گرفتار زندان خود بينى و خود پرستى نمى گردد ] .
موجود زشت زبان حالى دارد و موجود زيبا گفتارى : زبان حال زشت ذكر و مناجات در بارهء توانايى مطلق خداوند است ، گفتار زيبا مناجاتى در بارهء آفرينندگى خدا است زيبايىها را . سپاس و شكر مر تو را است اى صاحب احسانها ، تويى حاضر ، تويى ناظر به حال همه كس و همه چيز .
خلاصه ، او است آفرينندهء مطلق زشتىها و زيبايىها مانند خار و گل ، او در انجام دادن هر كار كه بخواهد آزاد مطلق است . او است فرمانده تمام فرماندهان عالم هستى هر چه را كه بخواهد انجام مى دهد [ در نقد و تحليل اين ابيات دقت زيادترى شود . ]