تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - آيا مؤمن و كافر هر دو در عبادت خدا به سر مى برند ؟
نيز اگر جلال الدين مى خواهد بگويد : موقعيت وجودى ذات كافر و مؤمن در مجموعهء هستى جزء آن سيستم كلى است كه هندسهء كلى الهى بر آن استوار است باز مطلبى است صحيح .
اما اگر مقصود جلال الدين اين بوده باشد كه كفر از آن جهت كه كفر است و در مفهومش اعراض از حق و حقيقت نهفته است - به خدا شهادت مى دهد و باو سجده مى كند ، به هيچ وجه صحيح نبوده و قابل دفاع نيست ، زيرا اولًا به جلال الدين گفته مى شود : كه شما به كدامين دليل در تقليل كفر و تبه كارى عمر گران بهاى خود را مستهلك ساخته و كتاب مثنوى را نوشتهايد ؟ اگر هر دو شخص مؤمن و كافر شاهد خداوندى خدا و در حال عبادت خداوند هستند ، چرا و به چه دليل منطقى مى خواهيد مردم را از راه تعليم و تربيت صحيح و روحى رو به ايمان و زندگانى ايده آل تحريك كنيد ؟ مگر پيامبران عظام و ساير مصلحين عالى مقام خلاف مشيت الهى رفتار كردهاند كه تمام عمر خود را فداى ارشاد انسانها نمودهاند ؟ بلى ، يك مطلب بسيار مهم وجود دارد كه شايد جلال الدين آن را هم در نظر داشته است . براى توضيح آن مطلب عبارات ذيل را از ويكتور هوگو دقيقاً در نظر بگيريم :
« زير دهليزهاى معما دهشت مقدسى وجود دارد ، اين حفره هاى تاريك آن جا دهان گشودهاند ، اما چيزى به شما كه رهگذر حياتيد مى گويد : اين جا داخل نبايد شدن ، واى بر كسى كه قدم در آن گذارد نوابغ در ژرفاى ناپيداى تجريد و وسايل نظرى بحث كه به اصطلاح فوق اصول و عقايد قرار دارند ، افكارشان را به خداوند عرضه مى كنند ، مناجاتشان محاجهاى جسورانه در بر دارد ، عبادتشان استفهام است . اين همانا دين مستقيم است و براى كسى كه خطر كند و قدم در اين سراشيب گذارد ، سرشار از اضطراب و مسئوليت . » [١]
[١] بىنوايان ، ويكتور هوگو ، ترجمهء مستعان ، ج ١ ص ٢٣٣ . .