تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - مسئله دوم - آيا در جهان خلقت زشتى كه به طور مستقيم مستند به آفرينندهء مطلق بوده باشد وجود دارد ؟
اين پاسخ تقريباً عاميانه به نظر مى رسد ، زيرا اگر در مفهوم زشتى نقص واقعى وجود داشته باشد ، لازم مى آيد كه خداوند براى نماياندن كمال مجبور شده است موجوداتى را ناقص بيافريند كه طفيلى نمايش كمال باشند نه وجود خود كمال ، مخصوصاً اگر اين اصل در بارهء انسانها صحت داشته باشد ، فوق العاده ناشايست خواهد بود ، زيرا معقول نيست كه خداوند براى نشان دادن زيبايى يك عده افراد كه شايد از نظر معنا داراى فاسدترين روح بوده باشند ، افراد ديگرى را ناقص بيافريند كه طفيلى نمايش زيبايى آن افراد واقع شوند ، مثلًا سقراط زشت صورت زيبا سيرت فداى نرون زيبا صورت زشت سيرت باشد . بلى ، ناقص فداى كامل ، اين يك اصل است كه با غوطه ور شدن كمال و نقص در نسبيت معقول به نظر مى رسد ، ولى جملهء فوق ( ناقص فداى كامل ) با همين الفاظ ساخته شدهء ذهن و معلومات مخصوص ما است ، زيرا اگر جملهء فوق را به طور جامد تفسير كنيم و نقص و كمال را از قاموس ساخته شدهء خودمان استخراج كنيم ، بايستى يگانه فلسفهء بشرى مكتب ماكياولى بوده باشد مقصود از اصل فوق نابودى ناقص نيست ، بلكه ادغام شدن بعضى از موجودات در موجودات ديگر است ، يعنى مرتبهء پايين ، جزئى از مرتبهء بالا قرار مى گيرد ، نمايش اضداد به وسيلهء يكديگر مطلبى است كاملًا صحيح ، ولى معنايش آن نيست كه ضدى وجود خود را فقط براى نمايش ضد ديگر دريافته است كه آن ضد نمايان شود و بعد خود اين ضد از صفحه هستى و هدف آفرينش معدوم گردد .
دوم - پاسخى است كه جلال الدين در بارهء خلقت زشتىها مى دهد . او مى گويد : خلقت زشتىها براى اين بوده است كه خدا علم و توانايى خود را به مردم قابل درك بسازد :
((٢٥٣٨)) نقش يوسف كرد و حور خوش سرشت نقش ابليسان و عفريتان زشت
((٢٥٣٩)) هر دو گونه نقش ز استادى اوست زشتى او نيست آن رادى اوست خوب را در غايت خوبى كند حسن عالم چاشنى از وى چشد
((٢٥٤١)) تا كمال دانشش پيدا شود منكر استاديش رسوا شود
اين پاسخ از جهات زيادى سست و نامفهوم به نظر مى رسد ، ما بعضى از اين