تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - مسئله دوم - آيا در جهان خلقت زشتى كه به طور مستقيم مستند به آفرينندهء مطلق بوده باشد وجود دارد ؟
مطلق آنها برسد . اين گونه عدم قناعت به نمودهاى نسبى از مختصات روح انسانى است در صورتى كه انسان اگر چه به نمودهاى پست و زشت جنبهء نسبى هم بدهد و در عالم خيال براى آنها نيز مطلقى تصور كند - به هيچ وجه خواستار آنها نيست ، با اين كه مى توان گفت : نمود پست و زشت به طور مطلق از حالت پذيرش ما مى گريزد .
اين خاصيت روانى كه در بارهء درك زيبايىها و زشتىها براى ما زشت و زيبا و متوسط مطرح كرده است ، آن اندازه به وجود واقعى زشت و زيبا در جهان آفرينش دلالت مى كند كه محبت و كينهء آدمى به وجود محبوب و مبغوض در پهنهء هستى دلالت دارد . محبوب و مبغوض دو مفهوم است كه از قرار گرفتن اشياء در دو جنبهء مثبت و منفى روح انتزاع مى گردد ، ولى اصالت واقعى ندارد . اگر چه انقسام اشياء به محبوب و مبغوض و زشت و زيبا در اساس حيات انسانى و ادامه و تكامل آن دخالت به سزايى دارد ، چنان كه كوچك ديده شدن اشياء از دور و دايره نمودار شدن پنكه در حال حركت مقتضاى ساختمان حواس و شرايط انعكاسات ذهنى ما مى باشد .
مسئله دوم - آيا در جهان خلقت زشتى كه به طور مستقيم مستند به آفرينندهء مطلق بوده باشد وجود دارد ؟
در بارهء اين مسئله اختلاف نظر زيادى وجود دارد ، بنا به مطلبى كه در فوق گفتيم ، به آن مفهوم كه ما در بارهء زشت و زيبا توجه داريم ، نه زيبايى وجود دارد و نه زشتى .
ولى گروهى به سؤال فوق جواب مثبت مى دهند و مى گويند :
زشتى در جهان خلقت وجود دارد و به خود خداوند مستند است ، يعنى خدا است كه زشتىها را آفريده است ، حقيقتاً هزار پا زشت است و خدا به همين وصف زشتى آن را آفريده ، اما چرا اين زشتها را آفريده است ؟ دو پاسخ به اين سؤال داده شده است :
اول - اين كه زشتى ضد زيباييست و چون خداوند مى خواهد زيبايىها را بنماياند لذا لازم بود كه در مقابل آنها زشتىها را به وجود آورد .