تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
سر گيجه مى شوند . » [١] ٢٤ - « بازى تقدير - هر كسى در زندگى خود در مقابل حوادث پيش بينى نشده دچار هيجانات غم انگيزى مى شود . ناظرين عموماً به صداى تخماق سر نوشت بر وجدان ديگران با اضطراب خاطر گوش مى دهند . » [٢] ٢٥ - « افكار نيز به جزر و مد و تكانهاى شديد ، امواج كف آلود ، باران ، ابر ، ظلمت و تقلاى بىحاصل غرق و نيستى دچار مى شود . مغز انسان چون دريا است . » [٣] ٢٦ - « گويى دستى نامريى پردهء مه را از افكار وى به كنار زد و بر وجدان جوين پلين آسمان لاجوردى از وراى ابرهاى سياه پديدار ساخت . » [٤] ٢٧ - وجدان عاشق فرشتهء نگهبان معشوق است . » [٥] ٢٨ - لحظاتى از زندگى سراسر وجود انسان در ديده گانش متمركز مى شود . » [٦] ٢٩ - چيزى مشئومتر از زندانهاى سبك گوتيك نبود . در اين زندانها عنكبوت و عدالت با هم تار مى تنيدند . » [٧] ٣٠ - « مرگ يعنى گسترش در لا يتناها . » [٨] ٣١ - « انگلستان چنين مناظرى از قساوت وحشيانه را با روح آزادگى درهم آميخته و بايد اذعان كرد كه مهارت زيادى در اين راه به خرج داده است . » [٩]
[١] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٢٨ . .
[٢] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٢٩ . .
[٣] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٣١ . .
[٤] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٣١ . .
[٥] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٣٣ . .
[٦] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٤٣ . .
[٧] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٤٦ . .
[٨] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٤٨ . .
[٩] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٥٧ . .