تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
١٧ - « غناى روح در اثر عشق آرزويى برايش باقى نمى گذاشت . » [١] ١٨ - « آرى بهشت ثروتمندان روى جهنم فقرا بنا شده است . » [٢] ١٩ - « موج مبهمى كه در حضور انسان است ، گردشهاى شبانه زير نظر ستارگان را بر انسان تحميل مى كند . » [٣] ٢٠ - « آزادى چون دريا بر انگلستان احاطه دارد . آداب و رسوم چون مد دريا روى قوانين را مى پوشاند . در انگلستان قوانين و مقررات سخت ، ولى سنن و آداب و رسومى قوىتر از آن حكمفرما است . در آن جا مقررات وحشيانهاى از ميان جسم شفاف آزادى به چشم مى خورد . » [٤] ٢١ - « بيان حدود دقيق رؤياها خالى از اشكال نيست . عيب كلمات اين است كه محدودتر از تخيلات است . افكار به يكديگر منتهى مى شوند ، ولى كلمات چنين خاصيتى ندارند . گوشهء مبهمى از روح همواره از دسترس كلمات خارج است . بيان داراى حد و مرز و افكار فاقد آن است . » [٥] ٢٢ - « بشر گوش نور و ظلمت دارد . در گوش نور وى روح و در گوش ظلمتش غريزه سخن مى گويد . صداى ناشناس در اين گوش تلقين مى خوانند . » [٦] ٢٣ - « از كردار زشت دودى بر مى خيزد . تنفس آن براى وجدان خفقانآور است . وقتى شرافت اغوا شد ، انسان به سر گيجهء جهنمى و تاريكى مبتلا مى شود . هر ماجرايى بويى دارد اشخاص نيرومند از بوى آن هشيار و ضعفا دچار
[١] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٢٥٠ . .
[٢] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٢٦٤ . .
[٣] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٢٨١ . .
[٤] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٣٨٦ . .
[٥] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ١٢ . .
[٦] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ، ص ١٩ . .