تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
« زنها نمى دانم بر اثر كدام تمايل روح خود عادت دارند كه در يك مرد صاحب هنر تنها عيبهاى وى و در يك احمق تنها صفات خوب او را ببينند . آنها براى صفات خوب مردان بىمايه كه چيزى جز ستايش دايم عيبهاى خود آنها نيست تمايل بزرگى نشان مى دهند و حال آن كه يك مرد برجسته آن قدرها لذت به ايشان نمى بخشد كه جبران نواقص او را بكند . قريحه و هنر يك تب گاه گير است و هيچ زنى دوست ندارد كه تنها در زحمات آن شريك باشد ، بلكه همه مى خواهند در دل دادگان خويش دلايلى براى ارضاى خود خواهى شان بيابند ، يعنى باز خودشان را در ما دوست دارند . » [١] » زنهاى خود فروشى كه زندگىشان به امتحان كردن لباسهاى ابريشم كشمير مى گذرد و نقش جا رختى مد را بازى مى كنند . فدا كارى ندارند ، بلكه خود نيز همان را طلب مى كنند ، و در عشق لذت فرمان دادن را مى بينند نه فرمان بردن را . » [٢] » براى مردان برجسته زنهاى شرقى لازم است كه تنها دغدغه شان بررسى احتياجات آنها باشد ، زيرا بد بختى براى چنين مردان در ناهماهنگى خواسته ها و وسايل ايشان است . » [٣] » مردى كه آيندهء زيبايى را براى خود پيش بينى مى كند ، در زندگى سراسر فقر خود مانند بىگناهى كه به پاى دار مى رود قدم بر مى دارد و به هيچ وجه شرمنده نيست . » [٤] » خطاى مردان برجسته در آن است كه سالهاى جوانى خود را صرف آن مى كنند كه خود را شايستهء توجه نمايند . » [٥]
[١] چرم ساغرى ، ص ١٤٠ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ١٤١ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ١٤١ . .
[٤] چرم ساغرى ، ص ١٤٣ . .
[٥] چرم ساغرى ، ص ١٤٤ . . .