تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
فهم و هوش همه چيز را نابود كرده است ، آزادى مطلق ملتها را به خود كشى سوق مى دهد ، آنها مثل يك انگليسى ميليونر از پيروزى خود دچار ملال مى شوند .
جمهورى خواه گفت :
پس چيز تازهاى داريد بگوييد ؟ شما امروز همهء قدرتها را مسخره كردهايد ، حتى انكار وجود خدا چيز مبتذلى شده است . ديگر به هيچ چيز اعتقاد نداريد ، همين است كه اين قرن مانند سلطان پيرى است كه عياشى و هرزگى رمقى براى آن نگذاشته است . » [١] « - بله ، آقا ، طرز حكومت فعلى عبارت است از حكومت افكار عمومى .
افكار عمومى ؟ به اين ديگر از هر روسپى هرزه تر است . اگر ما از شما مردان اخلاق و سياست پيروى كنيم ، بايد هميشه قوانين شما را به طبيعت و افكار عمومى را بر وجدان ترجيح بدهيم . برويد ، بابا . همه چيز درست و همه چيز نادرست است . اگر اجتماع بالش پر قو به ما ارزانى داشته است ، اين احسان خود را با بيمارى نقرس مكافات داده است ، همچنان كه آيين داد رسى را هم براى ملايم كردن قرار داده و زكام را به دنبال شالهاى كشمير فرستاده است . اميل سخن اين دشمن بشر را قطع كرد . ناكس چگونه در مقابل اين همه شراب و غذاهاى لذيذ در حالى كه تا گلو روى ميز افتادهاى مى توانى از تمدن بد بگويى ؟ بيا اين آهو را كه شاخ و پاى طلايى دارد زير دندان بگذار و ديگر پستان مادرت را گاز نگير . » [٢] « مگر تقصير من است كه مذهب كاتوليك نيم ميليون خدا را در يك كيسه آرد مى چپاند ، يا اين كه جمهورى هميشه به كسى مثل ناپلئون منتهى مى شود . » [٣] « كانت : آقا ، اين هم يك بالونى است كه به هوا فرستادهاند تا اشخاص ساده لوح
[١] چرم ساغرى ، ص ٨٩ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ٩١ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ٩٣ . .