تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢١ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
پير مرد با سرهاى طاس دور ميز لميده بودند رخسار گچىشان كه مانند چهرهء سياست مداران تأثير ناپذير بود ، روح سر خورده شان ظاهر مى ساخت ، و نشان مى داد كه قلبشان از مدتها پيش به هيچ چيز حتى اگر دارايى زنشان را به قمار مى گذاشتند دچار هيجان و طپش نمى شد . » [١] « در اين تالار ( قمار خانه ) كه در آن درد و رنج بايد خاموشى گزيند و بىنوايى گشاده رو باشد و نوميدى پردهء حيا بر خود بكشد براى جلب ترحم بايد بسيار بد بخت بود . » [٢] [ در موقع ورود جوان به قمار خانه ] :
« همچنان كه محكومان هنگام ورود يك جانى مشهور به زندان به احترام از او پذيرايى مى كنند ، همان طور هم اهريمنان آدمى صورت كه با شكنجه و درد خوب آشنا بودند ، رنج ناشنيده و زخم عميقى را كه نگاهشان بكنه آن مى رسيد تجليل كردند . » [٣] « نمى دانم در خودكشى چه چيز عظيم و هول انگيزى وجود دارد . براى بسيارى از مردم سقوط بدون خطر مى گذرد ، درست مانند كودكانى كه از ارتفاع بسيار كم مى افتند و مجروح نمى شوند ، ولى براى آن كه مرد بزرگى پاك درهم شكسته شود ، مى بايد از جاى بلندى بيافتد ، مى بايد تا آسمانها بالا رفته ، بهشت دور از دسترسى را يك نظر ديده باشد . راستى آن طوفانهايى كه انسان را بر آن مى دارد كه آرامش روح را در دهانهء طپانچه بجويد ، بايد تسكين ناپذير باشد . » [٤] « كدام كتاب را در اقيانوس ادبيات شناور مى يابيد كه از حيث نبوغ بتواند با
[١] چرم ساغرى ، ص ١٦ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ١٧ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ١٨ . .
[٤] چرم ساغرى ، ص ٢٢ . .