تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - منتخباتى از كتاب زن سى ساله اونوره بالزاك ترجمهء آقاى ادوارد ژوزف
[ كشيش ] :
« - خانم ، شما هنگامى به خدا متوسل خواهيد شد كه سنگينى دست او را روى خود احساس كنيد و آرزومندم كه فرصتى داشته باشيد تا به خداوند بر گرديد . شما تسلى خود را در اين مى بينيد كه چشمانتان را به جاى آن كه به سوى آنها متوجه كنيد به سوى زمين فرود آوريد . افراط در حكمت و فلسفه و پيروى از نفع شخصى قلب شما را فرسوده است . مانند اطفال بىاعتماد اين زمانه ، گوش شما به نداى مذهب شنوا نيست لذتهاى دنيوى جز رنج و الم چيزى در بر ندارند . هر كارى بكنيد فقط نوع رنجها را تغيير مى دهد و بس .
ماركيز لبخند تلخى زد و گفت :
- من بطلان پيش گويى شما را ثابت خواهم كرد . من نسبت به كسى كه به خاطر من مرده است وفادار خواهم ماند .
كشيش چنين پاسخ داد :
- رنج فقط در اشخاصى باقى خواهد ماند كه مذهب آنها را براى تحمل اين رنج آماده كرده باشد . » [١] » اندوه هم از يك سلسله ارتعاشات روحى پديد مى آيد كه حركت نخستين آن با يأس مواجه مى شود و حركت آخرين به لذت و خوشى مى انجامد . اندوه در جوانى همچون افق صبحگاهى است و در پيرى مانند افق شامگاهى . » [٢] « زنان را از قيد آزاد ساختن به منزلهء فاسد كردن آنها است » وقتى كه به شخص بيگانه اجازه داده شد كه در حريم مقدس خانواده قدم بگذارد ، آيا معنايش اين نيست كه انسان همه چيز خود را در اختيارش مى گذارد ؟ اما اگر
[١] زن سى ساله ، ص ١٥٢ . .
[٢] زن سى ساله ، ص ١٥٤ - ١٥٣ . .