تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٥ - حكم غرامت بعد از حصول تمكن از عين متعذر الوصول
است.
قوله: و هى السلطنة الفائتة: ضمير « هى » به مبدل الغرامة راجع است.
قوله: و الاقوى الاوّل: مقصود از « الاوّل » قول كسانى است كه حبس را تجويز نكردهاند.
قوله: فالظّاهر انّه لا يجرى عليه حكم المغصوب: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و در « عليه » به عين محبوسه راجع است.
قوله: لانّه حبسها بحقّ: ضمير در « لانّه » به غاصب راجع بوده و ضمير مفعولى در « حبسها » به عين عود مىكند.
قوله: يضمنها: ضمير فاعلى به غاصب و ضمير مفعولى به عين راجع است.
قوله: لانّه قبضها لمصلحة نفسه: ضمير در « لانّه » به غاصب راجع بوده و ضمير مفعولى در « قبضها » به عين برمىگردد.
قوله: و الظّاهر انّه بقيمة يوم التلف: ضمير در « انّه » به ضمان راجع است.
قوله: و من قال بضمان المقبوض: يعنى بضمان المغصوب.
قوله: بقول به هنا: ضمير در « به » به اعلى القيم راجع است.
قوله: انّه لو حبس فتلف محبوسا: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و الظّاهر انّ مراده بقيمة الآن: ضمير در « مراده » به علّامه (ره) راجع است.
قوله: لكونها محبوسة بغير عدوان: علّت است براى زوال حكم غصب از عين.
قوله: لا خصوص حين التلف: عطف است به « مقابل القيمة السابقه».
قوله: من حيث كونه مضمونا: ضمير در « كونه » به مغصوب راجع است.
قوله: ربّما يفرق: يعنى يفرق بين المغصوب و المضمون.
قوله: دعوى دلالة الصحيحة عليه: كلمه « دعوى » نائب فاعل است براى « احتمل » و ضمير در « عليه » به اعلى القيم راجع است.