تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٤ - حكم غرامت بعد از حصول تمكن از عين متعذر الوصول
شرحش گذشت.
ولى در مطلق مال مضمون چنين حديث و نصّى وارد نشده است.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و امّا اينكه مشهور شده: غاصب به اشقّ احوال مورد موآخذه واقع مىشود.
بايد بگوئيم: مأخذ واضح و روشنى براى آن پيدا نكرديم.
سپس مىفرمايند:
با اينحكم كه در اينجا ذكر نموديم احكام مبيع بيع فاسد را خاتمه مىدهيم اگرچه احكام ديگرى از آن باقى مانده كه از آنچه آورديم بيشتر مىباشد و شايد پارهاى از آنها در مبحث بيع فضولى ان شاء اللّه خواهد آمد.
شرح مطلوب
قوله: انّه ليس للغاصب: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: كما اختاره فى التذكرة: ضمير منصوبى در « اختاره » به عدم جواز حبس راجع است.
قوله: بانّه له ذلك: ضمير در « له » به غاصب راجع بوده و مشار اليه « ذلك » حبس مىباشد.
قوله: و لعلّه لانّ القيمة: ضمير در « لعلّه » به جواز حبس راجع است و اين عبارت شروع به توجيه كلام محقّق ثانى مىباشد.
قوله: فيتحقّق التراد: يعنى بعد از برطرف شدن عذر تراد بين عين و غرامت تحقّق مىيابد.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين يتحقّق التراد.
قوله: للمالك الجمع بينها الخ: ضمير در « بينها » به عين راجع است.
قوله: فالمالك مسلّط عليها: ضمير در « عليها » به عين راجع است يعنى مالك بر عين سلطنت داشته و سلطنت تفويت شده نه عين پس معوّض سلطنت مىباشد.
قوله: له حبس العين: ضمير در « له » به غاصب راجع است.
قوله: من حيث تضمّنه لحبس مبدل الغرامة: ضمير در « تضمّنه » به حبس عين راجع