تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٠ - كلام در ماده الفاظ عقد و نقل كلمات فقهاء
استظهار مرحوم مصنّف در مقام بحث
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه از نصوص وارده در ابواب عقود لازمه و از فتاواى حضرات كه متعرّض صيغ عقود در مبحث بيع بطور مطلق و نيز در خصوص بعضى از انواع بيع و غير بيع از عقود لازمه ديگر شدهاند استظهار و استفاده مىشود اينستكه بهرلفظى كه ظهور عرفى قابل اعتنائى در معناى مقصود داشته باشد مىتوان اكتفاء كرد و عقد را با آن انشاء نمود، بنابراين فرقى نيست بين اينكه با « بعت » و « ملّكت » آنرا انشاء نمائيم يا در مقام انشاء لفظ « نقلت الى ملكك» يا « جعلته ملكا لك بكذا» را بكار ببريم.
و همين معنا را جماعتى از متأخّر متأخّرين علماء تقويت كردهاند و از گروهى از متقدّمين ايشان همچون مرحوم محقّق اوّل نيز همين رأى حكايت و نقل شده چنانچه از شاگرد مرحوم محقّق يعنى كاشف الرموز نقل شده كه وى از استادش مرحوم محقّق نقل كرده است كه فرموده:
در عقد بيع لفظ مخصوصى لازم نيست بكار رود.
و سپس كاشف الرموز نيز همين قول را اختيار فرموده است.
و از مرحوم شهيد اوّل در حواشى نيز حكايت شده كه ايشان نيز تجويز كردهاند بيع را بهرلفظى كه بر آن دلالت كند مانند: اسلمت اليك و عاوضتك، واقع سازند.
و شهيد ثانى عليه الرّحمه نيز رأى مزبور را در كتاب مسالك از بعضى مشايخ و اساتيد معاصر خود نقل فرموده است بلكه ظاهر كلام مرحوم علّامه در كتاب تحرير نيز با آن مساعد مىباشد.
ايشان در كتاب مذكور مىفرمايند:
ايجاب عبارتست از لفظى كه بر نقل دلالت كند مانند: بعتك يا ملكتك يا آنچه قائممقام ايندو باشد.
و نظير همين عبارت از ايشان در كتاب تبصره و ارشاد و شرح آنكه متعلّق به مرحوم فخر الاسلام است نقل شده.
مصنّف (ره) مىفرمايند: