مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٨ - بصره
واى بر تو اى «بصره» در آن روز از لشكرى از نقمتهاى خدا لشكريكه نه غبارى دارد و نه از آن صدائى شنيده مىشود، اهل تو به زودى مبتلا مىشوند، به مرگى سرخ و گرسنگى سياه كه چهرهها را سياه و غمانگيز ميكنند. ابن ميثم و محمد عبده اين خبر را اشاره به فتنه صاحب الزنج دانستهاند ولى ابن ابى الحديد گويد: صاحب الزنج غبار و غلغله داشت، بلكه آن اشاره است به ملحمه و پيشامدهاى هولناكى در آخر الزمان، نظير آن از رسول خدا صلّى الله عليه و آله نيز نقل شده است، وى آنگاه «موت احمر» را كنايه از «وبا» و «جوع اغبر» را كنايه از قحطى دانسته است، ناگفته نماند معلوم نيست قومى كه با آنها خواهد جنگيد كدام هستند.
و نيز پس از ملامت اهل بصره راجع به خراب شدن آن چنين فرموده است: «و ايم الله لتغرقنّ بلدتكم حتّى كانّى انظر الى مسجدها كجوء جوء سفينة او نعامة جاثمة» خ ١٣، ٥٦ به خدا قسم حتما شهر شما غرق خواهد شد، گوئى به آن مىنگرم كه همه جايش را آب گرفته، فقط مسجدش مانند سينه كشتى يا مانند شتر مرغ نشسته ديده مىشود. ابن ابى الحديد گويد: آنچه امام ٧ از آن خبر داده واقع گرديده است تاريخ نشان مىدهد كه بصره دو بار غرق شد يكى در ايام القادر بالله عباسى ديگرى در دوران القائم بامر الله، همه شهر غرق گرديد و فقط مسجد جامعش ديده مىشد، آنهم قسمتى از آن مانند سينه پرنده. آب از خليج فارس آمد از محلّى كه اكنون به «جزيره فرس» معروف است و از طرف كوهى بنام «جبل سنام» خانهها خراب گرديد و هر چه بود زير آب رفت و عده زيادى از اهلش غرق شدند، محمد عبده نيز به آن اشاره كرده است، نگارنده گويد: احتمال دارد كه آب به وسيله طوفان آمده باشد.
دوم آنكه عبد الله بن عباس فرماندار بصره با «بنى تميم» سختگيرى مىكرد كه آنها در جنگ جمل طرف طلحه و زبير را گرفته بودند، امام صلوات الله عليه پس