مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢ - محتوى و الفاظ
كه با عبارات بىسابقه و كم سابقه بيان شده كه واقعا عقول از آنها متحيّر و در اعجاب است، نگارنده با آنكه اطلاع كامل از فصاحت و بلاغت ندارم لازم مىدانم به بعضى از آنها اشاره نمايم.
۱ - امام صلوات اللّه عليه آنگاه كه به بصره آمد، و به اميد آنكه كار بدون خونريزى فيصله پيدا كند به عبد اللّه بن عباس فرمود: «و لكن الق الزبير فانّه الين عريكة فقل له يقول ابن خالك: عرفتنى بالحجاز و انكرتنى بالعراق فما عدا مما بدا» خطبه ۱۳، ۷۴، سيد رضى فرموده: جملۀ «فما عدا مما بدا» قبل از آن حضرت از كسى شنيده نشده است.
گويند: «عدا فلانا عن الامر: صرفه» يعنى فلانى را از كارش منصرف كرد معنى سخن آن است كه چه چيز تو را منصرف كرد از بيعتى كه از تو آشكار شده و به عمل آمده بود، على هذا ترجمۀ كلام حضرت چنين است: طلحه را ملاقات نكن، بلكه زبير را ملاقات كن كه او نرمخوست و بگو: خاله زادهات (علي ٧) مىگويد:
مرا در حجاز و در مدينه شناختى و بيعت كردى، امّا در عراق انكارم كرده و از بيعت بازگشتى، چه چيز تو را منصرف كرد از بيعتى كه از تو سرزده بود؟!! به خدا قسم اين ما فوق كلام مخلوق و ما دون كلام خالق است.
۲ - در معامله با آدم نادان و ميان تهى فرمايد: «ليتأسّ صغيركم بكبيركم و ليرأف كبيركم بصغيركم و لا تكونوا كجفاة الجاهليّة لا فى الدين يتفقهون و لا عن اللّه يعقلون كقيض بيض فى اداح يكون كسرها وزرا و يخرج حضانها شرّا» خطبۀ ۱۶۶، ۲۴۰ تشبيه عجيبى است و شايد كسى قبل از حضرت اين چنين سخنى نگفته است، انسان هر چه دقّت مىكند بر اعجابش افزوده مىشود «قيض بيض» يعنى شكستن تخم مرغ، «اداح»: لانۀ شتر مرغ «حضان»: نگاه داشتن، انسان تخمى را در لانۀ شتر مرغ مىبيند، شكستن آنرا گناه مىداند، ولى ممكن است تخم افعى و اژدها باشد كه نگاه