مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٨ - اَوَد
را از آفريدهاش باز نداشته است. همچنين است جمله: «و لم يؤده منها خلق ما خلقه و برأه» خ ١٨٦، ٢٧٦ از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» به كار رفته است.
اَوَد:
(بر وزن شرف) كجى، زحمت، تلاش
در اقرب الموارد آمده: «الاود: الاعوجاج و الكدّ و التّعب»
اين لفظ هفت بار در «نهج» مورد استعمال قرار گرفته است: پس از آنكه فرق آنحضرت توسط اشقى الاشقياء شكافته شد فرمود:
«ملكتنى عينى و انا جالس فسنح لى رسول الله ٦ فقلت يا رسول الله ماذا لقيت من امّتك من الأود و اللدد» فقال: «ادع عليهم» خ ٧٠، ٩٩، نشسته بودم خوابم ربود، رسول خدا ص در خواب از كنارم گذشت گفتم يا رسول الله چقدر انحراف و خصومت كه از امتّت ديدم فرمود: بر آنها نفرين كن. آنگاه كه طلحه و زبير به آنحضرت گفتند: با تو بيعت مىكنيم بشرط آنكه شريك تو در كار خلافت باشيم فرمود: «لا. و لكنّكما شريكان فى القّوة و الاستعانة و عونان على العجز و الاود» حكمت ٢٠٢ در اينجا منظور از «اود» كار مشكل و سخت است يعنى: نه بلكه شما شريكان من هستيد در نيرومندى و يارى، و ياران من هستيد بر ناتوانى و كار مشكل. و در توبيخ اصحابش فرمود: «و انّى لعالم بما يصلحكم و يقيم اودكم و لكّنى لا ارى.
اصلاحكم بافساد نفسى اضرع الله خدودكم و اتعس جدودكم» خ ٦٩، ٩٩، من مىدانم كدام عمل شما را اصلاح مىكند، و كجىتان را راست مىنمايد ولى نمىخواهم شما را اصلاح كنم با فاسد كردن خودم، خداوند ذلّت را در قيافهتان وارد كند، و تازهتان را تباه گرداند، منظور از «جدود» حظوظ و نصيبهاست. كلام امام دنيائى از حقائق را در بر دارد كلام ذيل در نهج البلاغه قابل دقت و معركة الاراء است آنحضرت در خطبه ٢٨، ٣٥٠ چنين فرموده است: «لله بلاد فلان فلقد قوّم الاود و داوى العمد و اقام السنة و خلّف الفتنة، ذهب نقىّ الثوب، قليل العيب أصاب خيرها و سبق شرّها ادىّ الى الله