مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦ - مقدمه مؤلف
مىآمدند و گروهى به آسمان بالا مىرفتند، گوش من از صداى آرام آنها لحظهاى آسوده نشد كه بر آن حضرت نماز مىخواندند و صلوات مىگفتند، تا او را در مرقدش دفن كرديم.: «و لقد وليّت غسله- ٦- و الملائكة اعوانى، فضجّت الدار و الافنية، ملاء يهبط و ملاء يعرج و ما فارقت سمعى هينمة منهم يصلّون عليه حتى واريناه فى ضريحه» خطبه ١٩٧، ٣١١، آيا اين كلام جز كلام أمير المؤمنين ٧ مىشود باشد.
٢- يا اينكه مىفرمايد: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هر سال در كوه «حراء» مجاورت مىكرد، من او را مىديدم، ديگرى او را نمىديد، خانواده اسلام در آن روز فقط او بود و خديجه و من، نور وحى و رسالت را در چهره او مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم، آنگاه كه وحى بر آن حضرت نازل شد من ناله شيطان را شنيدم، گفتم: «يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله» اين ناله چيست فرمود: اين شيطان است، از اينكه مردم او را اطاعت كنند مأيوس شده است تو مىشنوى آنچه را كه من مىشنوم و مىبينى آنچه را كه من مىبينم، مگر آنكه تو پيامبر نيستى و تو وزير من هستى.: «و لقد كان يجاور فى كل سنة بحراء فاراه و لا يراه غيرى و لم يجمع بيت واحد يومئذ فى الاسلام غير رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و خديجة و انا ثالثهما ارى نور الوحى و الرسالة و اشمّ ريح النبوة و لقد سمعت رنةّ الشيطان حين نزل الوحى عليه فقلت يا رسول اللّه ما هذه الرنّة فقال: «هذا الشيطان قد ايس من عبادته، انكّ تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الا انك لست بنبّى و لكنكّ لوزير» خطبه ١٩٢، ٣٠١، اين كلام چنانكه مىبينيم جز سخن أمير المؤمنين ٧ نمىتواند باشد.
٣- و يا اينكه مىفرمايد: از من به پرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، بخدائيكه جانم در دست اوست از من نمىپرسيد از آنچه از امروز تا قيامت خواهد بود مگر آنكه به شما خبر مىدهم و از من نمىپرسيد از گروهى كه صد نفر را هدايت