مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٥٠ - سمح
«يفزع الى السلوة ان مصيبة نزلت» خ ٢٢١، ٣٤٠ سلوة به معنى نسيان است به هنگام غسل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «بابى انت و امّى يا رسول اللّه خصّصت حتّى صرت مسلّيا عمّن سواك و عممّت حتى صار الناس فيك سواء» خ ٢٣٥، ٣٥٥ يعنى مصيبت مرگت را به اهل بيت خويش مخصوص كردى تا جائيكه مصيبت ديگر را فراموش كردند و نيز مصيبت مرگت را عمومى كردى كه همه امّت غرق ماتم شدند، نسبت «مسليّا» به علّت سببيت به آنحضرت داده شده است، اين ترجمه اختيار ابن ابى الحديد است ابن ميثم عام و خاص بودن هر دو را نسبت به مردم داده و فرمايد يعنى مصيبت تو بىنظير و عمومى است و اللّه العالم
سمت
(بر وزن عقل) اين كلمه كه در قرآن مجيد به كار نرفته به معنى راه و طريقه است كه سه بار در كلام حضرت ديده مىشود، درباره بىضرر بودن شبهه نسبت به اولياء خدا فرموده: «فامّا اولياء الله فضيائهم فيها اليقين و دليلهم سمت الهدى» خ ٣٨، ٨١ امّا اولياء خدا نورشان در شبهه نور يقين است و دليلشان راه هدايت، درباره اهل بيت : فرموده: «انظروا اهل بيت نبيكّم فالزموا سمتهم و اتبّعوا اثرهم فلن يخرجوكم من هدى و لن يعيدوكم فى ردى» خ ٩٧، ١٤٣
سمج
سماجت و سموجت: قبيح و بد منظر بودن
تسميج: بد منظر كردن اين ماده كه در قرآن مجيد نيامده فقط يكبار در كلام حضرت به كار رفته، آنهم از باب تفعيل درباره اهل قبور فرموده: «و عاث فى كلّ جارحة منهم جديد بلى سمّجها و سهّل طرق الآفة اليها» خ ٢٢١، ٣٤٠ فساد گذاشته در هر عضوى از آنها، پوسيدن تازهاى كه آن عضو را بد منظر كرده و راه آفت را به سوى آن آسان نموده است.
سمح
سماح و سماحت: جود و بخشش «مسامحه» سهل گرفتن. از اين مادّه هشت مورد در «نهج» آمده ولى در كلام الله از آن خبرى نيست. درباره طلحه و زبير و اتباع آندو فرمود: حرم رسول، خدا ٦ را با خود به طرف بصره مىكشيدند، مانند كشيدن برده و حرم خود را در خانههاى خود نگاه داشته بودند، و همه آنها از روى رغبت و بدون اكراه به من بيعت كرده بودند: «ما منهم رجل الّا و قد اعطانى