مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٣٠ - سطر
سرى و اسرى»
در اقرب الموارد گويد: «سرى الرجل» يعنى تمام شب را راه رفت
«اسرى» نيز مثل «سرى» است از اين ماده پنج مورد در «نهج» آمده است.
درباره مؤمنان خالص و دور از اشرار در زمان فتنهها فرموده: «ان شده لم يعرف و ان غاب لم يفتقد اولئك مصابيح الهدى و اعلام السرى» خ ١٠٣، ١٤٩ يعنى اگر در جمعى حاضر باشد شناخته نيست و اگر غائب باشد پرسيده نمىشود. آنها چراغهاى هدايت و نشانههاى رفتن در شبند. در بيان يك مثل فرموده: «فعند الصباح يحمد القوم السرى» خ ١٦٠، ٢٢٩ يعنى در وقت صبح، مردم رفتن در شب را ستايش مىكنند، بر خلاف آنها كه شب را خوابيده و راه نرفتهاند «يسرى فيها بسراج منير» خ ١٥٠، ٢٠٨ يعنى در شب مىرود با چراغى روشن. در حكمت ٢٢ فرموده: لنا حقّ فان اعطيناه و الّا ركبنا اعجاز الابل و ان طال السرى» ما را حقّى است اگر انرا داده شديم هيچ و گرنه در طلب آن بر پشت شترها سوار مىشويم هر چند در شب رفتن طول بكشد، مرحوم رضى «ركبنا...» را بيچاره شدن و ذليل شدن معنى كرده ولى لازم است آنرا صبر كردن معنى كنيم بنا بر معناى كنايهاى كه او فرموده است و شايد مراد آن باشد كه اگر حق ما را ندهند در طلب آن متحمل مشقت مىشويم هر چند كه طول بكشد چنانكه محمد عبده گفته است، علت معنى كردن مرحوم رضى آنستكه «ركبنا اعجاز الابل» كنايه از ذلت است كه اسير و بنده در رديف و پشت شتر سوار مىنشيند.
سطر
نوشتن. خطّ. صفّ. از اين ماده چهار مورد در «نهج» آمده است آنحضرت به كاتب خود ابو رافع فرمود: «الق دواتك و اطل جلفة قلمك و فرجّ بين السطور» حكمت ٣١٥ منظور از سطور نوشتهها و خطوط است كه در «دوت» و «جلف» گذشت. «تراجعنى السطور» نامه ٧٣، ٤٦٣ يعنى از من مىخواهى كه در جواب تو سطرهائى بنويسم. اساطير: نوشتههاى باطل و افسانهها و آن جمع اسطار يا اسطوره است آن حضرت به معاويه نوشته: «اتانى منك كتاب ذو... اساطير» نامه ٦٥، ٤٥٦