مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١٨ - سحت
«ادلهام» فاعل «لم يمنع» و «ضوء» مفعول آن است.
سجّو
(بر وزن علوّ) سكون و دوام:
«سجا يسجو سجوّا: سكن و دام»
از اين ماده پنج مورد در كلام حضرت آمده است درباره خداوند فرموده: «لم يزل قائما دائما اذ لا سماء ذات ابراج... و لاليل داج و لا بحر ساج» خ ٩٠، ١٢٣ او پيوسته قائم و دائم بوده است آنگاه كه نه آسمان با ستارهاى بود و نه شب تاريك و نه درياى ساكنى. درباره خلقت آسمانها فرموده: «ثم أنشأ سبحانه ريحا... تردّ أولّه بآخره و ساجيه الى مائره» خ ١، ٤١، خداوند بادى آفريد كه اوّل آن آب را به آخرش و ايستادهاش را به جاريش بر مىگردانيد.
سحب
كشيدن. مثل كشيدن دامن و كشاندن انسان بر رويش،
سحاب به معنى ابر از آنست كه باد آنرا مىكشد و يا آن آب را مىكشد و يا در راه رفتن در آسمان كشيده مىشود (از مفردات)
دوازده مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است، سحاب به معنى مفرد و جمع هر دو آيد، چنانكه فرموده: «و أنشأ السحاب الثقال فاهطل ديمها و عدّد قسمها» خ ١٨٥، ٢٧٢ ابرهاى ثقيل را به وجود آورد بارانهاى بىرعد و برق آنها را پى در پى كرد و قسمتهاى آنرا كه چه قدر به كجا خواهد رفت بر شمرد. و در حكمت ٢١ فرموده: «و الفرصة تمرّ مرّ السحاب فانتهزوا فرص الخير» فرصت مانند رفتن ابراز دست مىرود براى غنيمت شمردن فرصتهاى خوب بپا خيزيد. و نيز فرموده: «و يعلم مسقط القطرة و مقرّها و مسحب الذرّة و مجرّها و ما يكفى البعوضة من قوتها» خ ١٨٢، ٢٦١، عالم است به محلّ سقوط قطره باران و محل استقرار آن و عالم است به راه (و محلّ كشيده شدن) مورچه و به آنچه به خوراك پشّه ريز كفايت مىكند. «مسحب» اسم مكان است و نيز و خلقت طاووس فرموده: «و ذنب اطال مسحبه» خ ١٦٥، ٢٣٦ يعنى دمى دارد كه خداوند محل كشيده شدن آنرا بلند كرده است.
سحت
(بر وزن قفل و عنق) حرام و هر كسب قبيح.
چنانكه در اقرب الموارد گفته است
دو مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است از رسول خدا صلى الله