مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٠٦ - زوال
گرديد، و هر كس از بندهايت دور شد موفّق گشت «زور» بر وزن قول زيارت كنندگان نامه ٩ «زورت» مصدر است به معنى زيارت كردن خ ١٠٩.
زور
- به ضم اول- دروغ. ظاهرا به دروغ از آن جهت زور گفتهاند كه از حق منحرف است:
«الزور: الكذب. الشرك»
و آن پنج بار در «نهج» آمده است درباره جاهل عالمنما فرموده: «و نصب للناس اشراكا من حبائل غرور و قول زور» خ ٨٧، ١١٩ براى مردم دامهائى از ريسمانهاى غرور و سخن دروغ نصب كرده است. به معاويه مىنويسد: «و انّ البغى و الزّور يوتغان المرء فى دينه و دنياه» نامه ٤٨، ٤٢٣، ظلم و دروغ شخص را در دين و دنيايش به هلاكت مىاندازد «وتغ»: هلاكت.
زوغ
زوغ و زيغ هر دو به معنى انحراف و ميل است
عدهاى آنرا مطلق ميل، ولى راغب ميل از استقامت يعنى ميل از حق گفته است
قرآن مجيد و «نهج» قول راغب را تأييد مىكند، و آن هفت بار در كلام حضرت آمده است درباره آدم منحرف فرموده: «و من زاغ سائت عنده الحسنة و حسنت عنده السيئة» حكمت ٣١ هر كس از حق منحرف شود كار خوب در نزدش بد نمايد و كار بد خوب. درباره خوارج فرموده: «انّما اصبحنا نقاتل اخواننا فى الاسلام على ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج» خ ١٢٢، ١٧٩ ما صبح كرديم در اسلام با برادران خود مىجنگيم به علت انحراف و كجى كه در آن داخل شده است.
زوال
از بين رفتن و انتقال از محلّ. از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است در حكمت ٢٤٤ فرمايد: «انّ لله فى كل نعمة حقّا فمن اداّه زاده منها و من قصّر فيه خاطر بزوال نعمته» براى خداوند را در هر نعمت حقّى هست هر كه آنرا ادا كند، خداوند بر نعمت مىافزايد و هر كه كوتاهى كند با زوال نعمتش به خطر مىافتد. و در حكمت ٣٧٢ فرمايد: «يا جابر من كثرت نعم الله عليه كثرت حوائج الناس اليه فمن قام لله فيها... عرضّها للدوام و البقاء و من لم يقم فيها بما يجب عرضّها للزّوال و الفناء»
«مازال» به معنى دوام و پيوسته است نفى در نفى افاده اثبات مىكند: «و الله