مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٦ - ركع
خ ١٨١، ٢٦٠، بس است براى آنها خروجشان از هدايت و وارونه شدنشان در گمراهى و كورى، و اعراضشان از حق و سركشىشان در ضلالت، باء در «بخروجهم» زايد است.
درباره معاوية فرموده: «و ساجهد فى ان اطّهر الارض من هذا الشخص المعكوس و الجسم المركوس حتى تخرج المدرة من بين حبّ الحصيد» نامه ٤٥، ٤١٩ و حتما تلاش خواهم كرد تا زمين را از اين شخص عوض شده و از اين حسم وارونه پاك كنم، تا كلوخريزهها از ميان دانه درو شده خارج شود. وصف معكوس و مركوس، در بيان خارج شدن معاويه از انسانيت و ارزش است.
درباره اهل صفين به بلاد مسلمين نوشت: «و من لجّ و تمادى فهو الراكس الذى ران اللّه على قلبه» نامه ٥٨، ٤٤٩
ركض
پا به زمين زدن. به معنى رفتن، فرار كردن نيز آيد. از اين كلمه فقط يك مورد در كلام حضرت هست درباره قريش به برادرش عقيل مىنويسد: «فدع عنك قريشا و تركاضهم فى الضلال و تجوالهم فى الشقاق... فانّهم قد اجمعوا على حربى كاجماعهم على حرب رسول اللّه ٦ قبلى» نامه ٣٦، ٤٠٩، بگذر از قريش و پا بر جا بودنشان در ضلالت و جولانشان در مخالفت، آنها به جنگ من جمع شدند چنانكه پيش از من بر جنگ رسول خدا.
ركع
ركع و ركوع: خم شدن و سر پائين آوردن،
جوهرى گويد: ركوع به معنى انحناء و ركوع نماز از آنست
«ركعتين» به علت دو ركوع است از اين كلمه سه مورد در «نهج» يافته است درباره ملائكه فرموده: «منهم سجود لا يركعون و ركوع لا ينتصبون» خ ١، ٤١، ركوع جمع راكع است يعنى از آنها بعضى ساجدند كه ركوع نمىكنند (هميشه در سجدهاند) و بعضى راكعند كه راست نمىشوند (پيوسته در ركوعند).
و نيز فرموده: «ما اهمّنى ذنب امهلت بعده حتى اصلّى ركعتين و اسئل اللّه العافية» حكمت ٢٩٩، گناهى كه بعد از آن مهلت يافتم دو ركعت نماز خوانده و از خدا عافيت طلبم، اندوهگينم نكرده است